تبليغاتX
فناوري موشكي

فناوري موشكي

موشک های ساخته شده در ایران و جهان

موشك هاي هوا به هواي موجود در نیروی هوایی ایران

موشک هوا به هوای AIM-7 Sparrow :

 

این موشک، یک موشک هوا به هوا از نوع هدایت شونده راداری با برد  تقيريبي 40 كيلومتر و یک کلاهک انفجاری بسیار قوی است.ویژگی های عملیاتی مختلفی دارد از جمله : قابلیت استفاده در هر نوع آب و هوا و هر ارتفاعی و قابیت حمله به انواع هواپیماها و موشکهای پیشرفته از هر جهتی. سری این موشک ها دارای هدایت نیمه فعال راداری می باشد.

امواج راداری و بهره بردن از سیستم کنترل هیدرولیکی سطح، این موشک را در جهت هدف خود تثبیت و هدایت میکند نیروی محرکه ان توسط سوخت جامد فراهم می شود.اسپارو دارای محدودیت هایی نیز هست از آن جمله این که هواپیمایی که آن را شلیک می کند باید هواپیمای مورد نظر را در رادار خود نگه دارد و برای این منظور باید مستقیم به سمت هدف حرکت کند.

 این موشک بر روی F-14 , F-15 ,F-18, F16 نیز نصب میشود.

اين  موشك در طول جنگ نیز با کمک جنگنده های اف-4 و اف-14 انواع مختلف جنگنده های عراقی از جمله میراژ اف-1، میگ-21 و 23، سوخو-22، سوپر اتاندراد، بمب افکن توپولف-22 و چند هلیکوپتر عراقی و احتمالا یک موشک ضد کشتی اگزوست (بوسیله جنگنده اف-14 تامکت) را از بین برد، از این موشک نیز در حال حاضر تعدادی باقی مانده است و همچنین به پایان عمر عملیاتی خود رسیده است، گفته امیر عطا الله بازرگان از بنیانگذاران جهاد خودکفایی ارتش در شماره 185 آبان 85 (پروژه سجیل – صفحه هفت) مجله صنایع هوایی در مورد نصب موشک روسی R-27 Alamo برروی اف-14 تامکت نیز خود گواهی بر این مدعا است.

پلاتفورم نيروي هوايي: F-4,F-14

 

تامكت نیروی هوایی ارتش(F-14) مسلح به موشک اسپارو(وسطي)

 

 

موشک هوا به هوای  AIM-9 Sidewinder :

 

موشک سایدوایندر با بیشینه بردی حدود نه کیلومتر، یک موشک حرارت یاب ساخت ایالات متحده است که در جنگ های مختلفی حضور داشته و کارنامه موفقی از خود بجای گذاشته است.این موشک دارای بدنه ای استوانه ای شکل است دارای بال های تثبیت کننده غلتان و همچنین دارای 2 بالچه جداشدنی است که مسئولیت کنترل سطح را بر عهده داشته و همچنین باعث افزایش مانورپذیری موشک می شود.این بالچه ها به حالتی عمود بر بال های عقب و پشت دماغه آن قرار می گیرند. اجزای اصلی موشک عبارتند از : هدایت گر مادون قرمز ، هدف یاب نوری فعال ، کلاهک انفجاری و موتور موشک.

سیستم هدایت مادون قرمز موشک را قادر می سازد تا اگزوز موتور هواپیما را مورد هدف قرار دهد. این سیستم از سایر سیستم های هدایتی ارزان تر است و می توان آن را در روز یا شب و یا در حالت های جنگ الکترونیکی مورد استفاده قرار داد. این سیستم همچنین شرایطی برای خلبان ایجاد می کند تا موشک را شلیک کند و از منطقه خارج شود ویا حات تدافعی – فرار به خود بگیرد در حالی که موشک خود را به سمت هدف هدایت می کند. این موشک دارای 11 گونه است در طی فرایند تکمیل آن ساخته شده اند و سعی شده در هر گونه نواقص موارد قبلی رفع شود.

در طول جنگ تحمیلی نیز این موشک بوسیله جنگنده های ایرانی استفاده شد و دهها جنگنده عراقی را بکام مرگ کشاند، در شمار جنگنده های عراقی که توسط سایدوایندر شکار شدند می توان به یک فروند MiG-25RB (به وسیله F-5E و به خلبانی کاپیتان جوادپور)، و چندین میگ-21، 23 و 27،سوخو-20 و 22 ، چندین میراژ اف-1 و دست کم دو میراژ 5 اجاره شده از نیروی هوایی مصر اشاره کرد، در حال حاضر نیز تعدادی از این موشک ها باقیمانده است، اما تلاش برای نصب موشک روسی R-73 و موشک چینی PL-7 برروی جنگنده های غربی نیروی هوایی و همچنین تلاش برای ساخت موشک فاطر بر پایه موشک سایدوایندر گواهی بر این مدعا است که تعداد کمی از این موشک ها باقیمانده و همچنین آنها به پایان عمر عملیاتی خود رسیده اند.

پلاتفورم نيروي هوايي: F-4,F-14,F-5

 

تامكت نیروی هوایی ارتش(F-14) مسلح به موشک سايندروز(اولي)

 

موشک هوا به هوای AIM-54A Phoenix :

 

ترکیب جنگنده اف-14 و موشک فونیکس یکی از کشنده ترین ترکیب های جهان است که می تواند برای هر جنگنده ای خطرناک باشد، این موشک که بردی حدود 150 کیلومتر دارد، تنها برروی جنگنده اف-14 تامکت قابل نصب است و هر فروند اف-14 در آن واحد می تواند شش فروند موشک فونیکس را حمل کرده و به کمک آنها بطور همزمان با شش هدف درگیر شود و آنها را از بین ببرد، این موشک در جریان جنگ هشت ساله کارنامه فوق العاده موفقیت آمیزی از خود برجای گذاشت و شکار دهها جنگنده عراقی به مانند بمب افکن های سنگین توپولف Tu-22، انواع مختلفی از میگ ها، سوخوی Su-22، میراژ اف-1 و سوپر اتاندارد و حتی موشک های کروز چینی C-601 را بنام خود ثبت کردند. تخمین زده می‏شود که در طی جنگ ایران و عراق تعداد 130 شکار قطعی به نام اف14 های نیروی هوایی ایران به ثبت رسیده است و برای 23 نبرد هوایی دیگر نیز احتمال داده می‏شود پیروزی از آن تامکت بوده باشد. بدین ترتیب حدود 153 شکار هوایی را می‏توان به نام تامکتهای ایرانی به ثبت رساند.
نیروی هوایی ايران (IRIAF)، بین 170تا 190موشک AIM-54A را در طول جنگ 8 ساله شلیک کرده است، که حدود 70 درصد آنها موفق به ساقط کردن هدف خود شده‏اند.

تعداد کمی از این موشک ها پس از جنگ باقی ماندند که قابل استفاده نیستند، بهمین دلیل نیز نمونه هواپرتاب موشک هاوک تحت عنوان سجیل که گاها بعنوان AIM-23B SkyHawk نیز شناخته می شوند جایگزین آنها شد، از جمله مشکلات موشک سجیل وزن بسیار زیاد آن و همچنین تعداد قابل حمل کم برای هر فروند (هر فروند اف-14 تنها می تواند دو فروند موشک سجیل را بطور همزمان حمل کند) است.

البته در سالهای اخیر، گفته می‏شود تعدادی از موشکهای AIM-54C از طریق دلالان بازار سیاه به دست ایران رسیده اند و ایرانیان توانسته اند گونه های قدیمی AIM-54A را به نوع C تبدیل نمایند؛ ضمن اینکه گزارشاتی دال بر ساخت نوعی بومی موشک فونیکس توسط صنایع نظامی ایران رسید است که توانی مشابه AIM-54C را دارد. همچنین پس از بازنشست کردن تامکت و فونیکس در نیروی دریایی، حدس زده می‏شود به تاریخ ژانویه 2007، حدود 200 میلیون دلار از قطعات حساس، موشکهای AIM-54C و رادارهای موجود در انبار نیروی دریایی ایالات متحده، از طریق قاچاقچیان بازار سياه اسلحه، توسط ایران خریداری گشته است.

پلاتفورم نيروي هوايي: F-14

 

 

تامكت نیروی هوایی ارتش(F-14) مسلح به موشک فونيكس(زير بدنه)

  

موشک هوا به هوای: R-60 Aphid

 

در سالهای پایانی دهه 1960، دفتر طراحی مولنیا (Molniya)، کار طراحی اولین موشک تاکتیکی هوا به هوا را آغاز نمود، نام آن K-60 یا (R-60 یا Object 62) بود. این موشک مجهز به یک هدفیاب مستقل از نوع حرارتی (Infrared) بود. (یعنی مستقل از هواپیمای شلیک کننده، هدف خود را پیدا می‏کرد) تولید انبوه این موشک به سال 1973 آغاز شد و بر روی جنگنده‏های مختلفی نصب و به کار گرفته شد.

R-60 یک موشک حرارت یاب برای نبردهای هوایی بوده  كه به طور فوق‏العاده‏ای کوچک است و نصف سبک‏ترین موشک هوا به هوای غربی وزن دارد  و آن را می توان با موشک آمریکایی سایدوایندر مقایسه کرد، موشک آفید دارای برد 10 کیلومتر است. سيستم هدايت اين موشك بر اساس حرارت یابی گازهای خروجی موتور (Infrared) است و سر جنگي 6 کیلوگرم که 1.6 کیلوگرم آن، اورانیوم ضعیف شده است زیرا اورانیوم چگالی بالایی دارد و به راحتی در فلزات نفوذ می‏کند.

اين موشك امروزه در نیروی هوایی فقط برروی Su-24 ها و Su-25 ها استفاده می شود و در مورد MiG-29 جای خود را به موشک پیشرفته تر R-73 Archer داده است. همچنین با تغییرات جزئی می توان این موشک را بجای موشک ناتوان PL-7 برروی جنگنده های چینی اف-7 نصب نمود، از تعداد موشک های آفید نیروی هوایی اطلاع دقیقی در دست نیست.

موشک R-60  موشکی بود که در جریان جنگ یوگوسلاوی توسط میگهای29 آن کشور شلیک شده و باعث سرنگونی يك فروند F/A-117 ایالات متحده شد.خلبان یک MiG-29A نیروی هوایی یوگسلاوی، با استفاده از سیستم IRST (هدفیاب حرارت موتور) توانست با رادار خاموش، خود را از دید جنگنده‏های ناتو مخفی کرده و سپس با موشک R-60 جنگنده‏ی 120 میلیون دلاری اف117 را سرنگون سازد.

پلاتفورم نيروي هوايي: SU-25,SU-24,MIG-29

 

جنگنده ميگ 29 نيروي هوايي مجهز به موشك آفيد(موشك كوچكتر)

 

موشک هوا به هوای: R-27 Alamo

 

موشك هوا به هواي ميان‏برد R-27 يكي از تسليحات اصلي جنگندهء ميگ-29 به شمار مي‏رود. اين موشك در سازمان ناتو با نام AA-10 ALAMO (آلامو) شناخته مي‏شود. موشك R-27R يكي از گونه‏هاي R-27 است كه از نظر مشخصات فني، بسيار به مشابه آمريكايي خود يعني AIM-7M (اسپارو) شباهت داشته و برابري مي‏كند، هرچند كه در بسياري موارد (مانند برد بيشتر و سرجنگي قوي‏تر)، از رقیب آمريكايي خود برتر مي‏باشد.

موشک R-27 در نمونه های مختلفی و با انواع سیستم های هدایتی تولید شده است، انواع اولیه آن R-24R با هدایت نیمه فعال راداری و حد اکثر برد 80 کیلومتر و R-27T با برد 45 کیلومتر و هدایت مادون قرمز می باشند تمام موشک های آلامو نیروی هوایی از این نوع اند.R-27 مي‏تواند در نبردهاي نزديك و سنگين هوايي يا نبردهاي دوربرد هوايي كه هواپيماي دشمن ديده نمي‏شود (BVR) به كار رود. این موشک می‏تواند اهدافی را که از جهت‏های مختلف هوایی می‏آیند یا اهدافی را که در نزدیکی سطح زمین یا سطح دریا پرواز می‏کنند، در هر شرائط آب و هوایی، ساقط کند. همچنین می‏تواند بر ضد پرنده‏های بدون سرنشین یا موشکهای کروز نیز به کار رود. انواع جدید تر موشک آلامو نیز R-27RE، R-27TE و نوع هدایت فعال راداری R-27AE با بیشینه برد 170 کیلومتر می باشد. با وجود اینکه موشک آلامو موشکی خوب و با مانور پذیری بالا است، لیکن MiG-29 های ایران که تماما از نوع اولیه اند (بعنوان تنها جنگنده نیروی هوایی که بطور استاندارد توانایی حمل این موشک را دارند) در هدایت این موشک آنگونه که باید موفق نیستند و گاها این موشک ها را به خطا می دهند.

البته  در صورت وجود جنگنده SU-27 در نيروي هوايي ايران اين جنگنده نيز توانايي شليك اين موشك را داراست.

پلاتفورم نيروي هوايي: MIG-29,SU-27

جنگنده ميگ 29 نيروي هوايي مجهز به موشك آلامو(موشك بزرگتر)

 

موشک هوا به هوای  :R-73 Archer

 

موشک هوا به هواي R-73 ساخت «ويمپل» که در سازمان ناتو با نام AA-11 Archer شناخته مي شود، توسط «دفتر طراحي کارخانجات ماشين سازي ويمپل» طراحي و ساخته شده است. اين موشک، پيشرفته ترين موشک بردکوتاه هوا به هواي ساخت روسيه مي باشد. اين موشک، عمومن به عنوان ترسناک ترين سلاح در نبردهاي نزديک هوايي (داگ فايت) معرفي مي شود.

 به منظور جايگزيني مدلي قديمي R-60 (نام ناتو: AA-8 Aphid) به عنوان سلاحي جهت فواصل نزديک، براي هواپيماهاي جنگي اتحاد شوروي، طراحي و ساخته شد. کار طراحي اين موشک به سال 1973 باز مي گردد و اولين سري اين موشکها، به سال 1985 وارد خدمت در نيروي هوايي اتحاد شوروي شدند.

R-73 داراي هدايتگر حساس به مادون قرمز يا حرارت، خنک کننده سنسور جستجوگر با قابليت مهم «زاويهء بسته» مي باشد: يعني جستجوگر موشک مي تواند اهدافي را که در 60 درجه نسبت به محور طولي موشک، قرار دارند، تشخيص دهد و ببيند. حداقل فاصلهء مورد نياز جهت شليک اين موشک، در حدود 300 متر و حداکثر فاصلهء آئروديناميکي (فاصله اي که موشک در هوا و با انجام مانور به سمت هدف طي مي کند) حدود 30 کيلومتر مي باشد.

R-73 مانورپذيرترين موشک در بين موشکهاي مشابه مي باشد و اغلب کارشناسان بر اين اعتقادند که در قياس با موشک آمريکايي AIM-9M Sidewinder، در مرتبهء بسيار بالاتري قرار مي گيرد.  R-73 یکی از بهترین گزینه ها برای نبرد های نزدیک هوایی است و ترکیب جنگنده فوق العاده مانور پذیر میگ-29 و موشک R-73 می تواند یکی از خطرناک ترین ترکیب ها برای نبرد های هوایی باشد. همچنین در صورت بهسازی جنگنده های Su-24 و Su-25 بمنظور حمل این موشک توانایی آنها در دفاع از خود در حین عملیات تا حد زیادی افزایش می یابد.

با توجه به بهينه سازي هاي انجام گرفته بر روي جنگنده هاي S-25,SU-24  احتمالا اين جنگنده ها قادر به استفاده از اين موشك خواهند بود.

پلاتفورم نيروي هوايي:MIG-29,SU-25,SU-24

 

 

جنگنده ميگ 29 نيروي هوايي ايران لود شده با چهار موشك R-73

 

موشک هوا به هوای: PL-7

 

موشک هوایی کوتاهبردPL-7 توسط کارخانه ی موتور هوایی ژوژ و توسعه یافته و در واقع نمونه ی مهندسی معکوس از موشک فرانسوی ماژیک R-550می باشد و توسعه موشک از سال 1982 شروع و نخستین شلیک آزمایشی آن در اواخر سال 1984 انجام شد.تولید رسمی از این موشک در سال 1987آغاز گردید.

موشک PL-7 یک کپی ناقص از موشک حرارت یاب فرانسوی R-550 Magic (ماژیک) است که توسط چین تولید شده و بهمراه جنگنده های ناتوان F-7 به ایران وارد شد، این موشک دارای برد محدود 3 تا 5 کیلومتر می باشد.نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سال 1992 پروژه ای را برای نصب موشک های چینی حرارت یاب PL-7 که خود کپی ناقصی از موشک ماژیک بودند بر روی هواپیماهای F-4 و F-5 راه اندازی کرد. در نمایشی در پایگاه یکم شکاری یا فرودگاه مهرآباد در سال 1995 هواپیماهای F-5 با ریل های جدید موشک های چینی به پرواز درآمدند. این هواپیماها همگی مجهز به موشک های تقریباً بی مصرفPL-7 در موقعیتی عجیب در نوک بال ها نصب شده بودند. این پروژه که با هزینه ای چند میلیون دلاری راه افتاده بود، ابتدا به کمک تکنسین های چینی شروع شد، اما نتایج چندان رضایت بخش نبود. با صدای اعتراضاتی که از پرسنل نیروی هوایی شنیده شد، سرانجام انجام پروژه به کمک چینی ها لغو گردید و پروژه به مجتمع تجهیزات الکترونیکی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران واگذار شد. این بار موشک PL-7 روی هواپیماهای MiG-29 و F-4,F-5 نصب شد اما نه خلبانان جنگنده میگ-29 حاضر بودند بجای موشک توانمند R-73 از موشک های ناتوان PL-7 استفاده کنند و نه خلبانان اف-4 و اف-5 حاضر بودند سایدوایندر را با PL-7 جایگزین کنند، در حال حاضر این موشک ها تنها برروی جنگنده های چینی F-7 و میراژ های فرانسوی که از نبود موشک R-550 رنج می برند استفاده می شوند.. با اینکه موشک PL-7 به تعداد زیاد و البته با قیمت ارزان در اختیار ایران بود، اما هرگز نیروی هوایی این موشک را اسلحه ای واقعاً قابل عملیات روی هواپیماهای ذکر شده به حساب نیاورد.

پلاتفورم نيروي هوايي:F-4,F-5,MIG-29,F-7,Mirage F1

 

موشك PL-7  نصب شده بر روي جنگنده F-5 نيروي هوايي

 

موشك هوا به هواي فاطر:

 

موشك فاطر موشكي ساخت ايران است كه بر پايه موشك  AIM-9P ساخته شده است.اين موشك از بدنه و سرجنگي قوي موشك  امريكايي سايندروز بهره مي برد و طراحي مجدد سيتم هاي هدايت و ... توسط ايران انجام رفته است.

در زمينه اين موشك اطلاعات زيادي در دست نيست برخي منابع از كپي برداري اين موشك از AIM-9P سايندروز خبر ميدهند كه  از ايونيك جديدي بهره مي برد و برخي منابع ديگر از ارتقاع سايندروز هاي موجود در انبار نيروي هوايي و نامگذاري آن با نام فاطر خبر مي دهند.البته با توجه به شواهد موجود به نظر مي ايد كه ايران موفق به كپي كردن اين موشك با ايونيك جديد شده باشد.

پلاتفورم نيروي هوايي:F-4,F-14(البته در مورد اين موشك اطلاعات زيادي در دست نيست)

 

نمايي از موشك فاطر توليد شده در نيروي هوايي جمهوري اسلامي

 

موشک هوا به هوای  سجيل :

 

موشک  سجیل كه AIM-23C  هم خوانده می شود، نمونه ای از موشک ضد هوایی زمین به هوای هاوک یا MIM-23B آمریکایی است. گفته می شود که کوشش برای ساخت چنین موشکی در حقیقت از جایی شروع شد که اسرائیل دست به استارت پروژه ی Distant Thunder یا Distant Reach کرد. در این پروژه، نیروی هوایی اسرائیل و صنایع هواپیماسازی این رژیم تلاش هایی را برای تبدیل موشک ضد رادار AGM-78 به یک موشک هوا به هوا برای رهگیری هواپیماهای سریع السیر MiG-25 انجام دادند. ظاهراً ایران کار تبدیل موشک های زمین به هوای MIM-23B را به موشک های هوا به هوا از سال 1986 شروع کرده بود. پروژه تبدیل موشک های هاوک به موشک هایی که از هواپیماهای جنگنده قابل پرتاب باشد، پروژه «قوش آسمان» نامیده شد. تست های اولیه این موشک بسیار نا امید کننده بود. ظاهراً خطوط ارتباطی رادار AN/AWG-9 برای موشک هاوک کافی نبود و سیستم هدف گیری موشک هاوک نیز در برقراری ارتباط با این رادار دچار مشکل بود. در جنگ ایران و عراق هم بیش از یکی دو موشک هاوک شلیک نشد چرا که این پروژه با مشکلات بسیاری مواجه بود. اگرچه در سال های اخیر گفته می شود که مشکلات این موشک به کلی رفع شده و موشک هاوک هواپرتاب به طور محدود در خدمت نیروی هوایی است. تعداد زیادی از تامکت های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران به منظور توانایی حمل موشک هاوک دستخوش تغییراتی شدند.

تامکت های ایرانی می توانستند در آن واحد دو موشک هاوک را در پایلون های 1B و 8B، یعنی محل نصب موشک های فینیکس در نزدیکی ورودی موتورها، و یک موشک دیگر را در فضای بین موتورها که اصطلاحاً تونل نامیده می شد حمل کنند.

منابع غير موثق از برد 60 تا 90 كيلومتري موشك سجيل سخن مي گويند.با اين تفاسير اين موشك تا حدودي كمي مي تواند خلاء نبود موشك فونيكس را بپوشاند.

پلاتفورم نيروي هوايي:F -14

 

موشك سجيل نصب شده بر زير بال جنگنده  F-14 تامكت


منابع:air,artesh-iran,skyfire,iiaf weblog

xairforces.net/daneshjoo.ir/military.ir/Wikipedia.com/globalsecurity.com

نويسنده: اميرحسام ملايي يگانه

Copyrights©Moshaki-nezami.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 16:54  توسط اميرحسام ملائي يگانه  | 

موشك دوربرد هوا به هواي Vympel R-33

ويمپل آر-33 يا با نام روسي Вымпел Р-33 كه در سازمان ناتو به نام AA-9 Amos شناخته ميشود، پيشرفته‏ترين موشكهاي هوا به هوايي است كه توسط اتحاد جماهير شوروي، طراحي و ساخته شده است. از اين موشك، به عنوان سلاح اصلي و ويژهء جنگندهء رهگير ميگ31 نام برده شده و عبارت Main Caliber of MiG-31 به آن اطلاق شده است. اين سلاح، در اصل براي هدف قرار دادن هواپيماهايي چون SR-71 Blackbird ، B-1 Lancer و B-52 Stratofortress طراحي و ساخته شده است.

یک ترکیب جدانشدنی


R-33 / MiG-31 يك تركيب جدانشدني رهگیر / موشک را تشكيل مي‏دهند كه همانند تركيب قديمي Bisnovat R-40/MiG-25 مي‏باشد. اگرچه R-33 بسيار لايق‏تر و مدرن‏تر از موشك قديمي و سنگين‏وزن R-40 مي‏باشد كه در اصل براي رهگيري و شكار بمب‏افكن مافوق‏صوت XB-70 (ساخت كمپاني North American Aviation) توسط MiG-25 ساخته و پرداخته شده بود.
R-40 داراي نقائص عمده و مهمي بود كه از آن جمله مي‏توان به نداشتن قدرت مانور اشاره كرد كه استفاده از آن را بر عليه اهداف هوايي كه در حال انجام مانور بودند، غيرممكن مي‏ساخت. ميگ31، بسيار انطباق‏پذير ساخته شده و به همين جهت قادر است موشكهاي قديمي R-40 را نيز مورد استفاده قرار دهد.


عملکرد

 
همانند عملكرد و تركيب‏بندي ظاهري موشك آمريكايي
AIM-54 Phoenix، موشك R-33 براي رهگيري اهداف، تركيبي از آشيانه‏يابي نيمه‏فعال راداري را مورد استفاده قرار مي‏دهد؛ براي اهداف نزديك، و همچنين اهداف در فاصلهء متوسط، از آشيانه‏يابي نيمه فعال راداري (semi-active radar homing) و براي اهداف بسيار دور، از سيستم جهت‏يابي اينرسيايي (inertial navigation) استفاده مي‏كند. اين موشك، همچنين بسيار ارزان‏تر از AIM-54A مي‏باشد.
رادار فازبندي شدهء زاسلون در ميگ31 (
Phased Array Radar)، هستهء اصلي رهگيري هوايي را تشكيل مي‏دهد. نحوهء جستجوي اهداف هوايي اين رادار با مدل نصب شده در جنگندهء F-14 تفاوت دارد. رادار آمريكايي از روش جستجوي مكانيكي بهره مي‏برد در حالي كه نوع روسي، از روش به‏هنگام‏سازي پرتوهاي الكترونيكي (Electronic Beam Switching) استفاده مي‏كند. اين روش، به هدايت همزمان 4 موشك هوا به هوا، كمك شاياني مي‏كند؛ ضمن اينكه استفاده از موشك را بر عليه اهداف پرندهء نزديك سطح زمين، ميسر مي‏سازد.


کاربران


موشك هوا به هواي
R-33 در خدمت كشورهاي مشترك‏المنافع (احتمالن منظور قزاقستان است) و روسيه باقي مانده است، هرچند كه اين موشك، تاكنون به همراه ميگ31 در يك نبرد واقعي، مورد استفاده قرار نگرفته است.

پيشرفت و توسعه

 
تاريخ پيدايش
R-33 بخشي جدايي ناپذير از تاريخچهء پيدايش هواپيماي حمل كننده‏اش مي‏باشد: شكاري رهگير MiG-31. مجوز كار طراحي هواپيماي E-155MP كه نوع مدرنيزه شدهء ميگ25 بود و بعدها منجر به تولد ميگ31 گرديد، به تاريخ 24 مي 1968 توسط دولت اتحاد شوروي صادر گرديد. در آن زمان، رقابتي جهت ساخت موشكهاي مناسب براي هواپيماي در دست ساخت E-155MP آغاز شد. اما موشك Izdeliye 410 طراحی شده توسط شرکت ويمپل، به وسيلهء سرطراح ارشد اين شركت به نام A.L.Lyapin در برابر موشك K-50 ساخت شركت PKPK طراحي شده توسط M.R.Bisnovat (سرطراح ارشد و سازندهء موشك R-40 جهت ميگ25) برنده اعلام شد.


K-33


موشك برندهء مناقصه، در مرحلهء ساخت به
K-33 نام گذاري شد تا ادامه دهندهء نام‏گذاري موشكهاي قبلي K-13 و K-23 باشد. كار طراحي اين موشك، توسط سرطراح دوّم اين شركت V.V.Zhuravlev و رياست تيم طراحي Y.K.Zakharov ادامه يافت.
دو نمونهء اوليه از اين موشك به سال 1968 ساخته شدند. (همانند
K-40 داراي كانارد بودند تا بتوانند در زير بال هواپيما جايگذاري شوند) پيش نمونهء پروژه، به سال 1970 كامل گشت و آزمونهاي پروازي آغاز شدند. يكي از اين آزمايشات، بر روي يك ميگ25 تغيير يافته انجام گرفت كه از اين ميگ با نام P-10 ياد ميشود. به سال 1972، براي اولين بار، آزمون پرتاب موشك K-33 به طور مستقل و توسط جايگاه ويژهء نصب شده در زير بال ميگ25 به نام APU-40 انجام گرفت.
يك فروند
MiG-21 به شمارهء №76211524 به يك مدل آزمايشي با نام LL-21 تبديل شد تا عملكرد جستجوگر جديد نصب شده روي موشك K-33، بر روي آن مورد آزمايش قرار گيرد؛ و همچنين يك فروند هواپیمای Tu-104 به شمارهء №42324 به مدل آزمايشي LL-104-518 با کد رمز Vzlet تبديل شد. (اين مدل از توپولف104 به نام LL-2 نيز شناخته مي‏شد) قرار شد عملكرد رادار زاسلون، جهت آشيانه‏يابي هواپيماي مدلي كه در آن، هدفياب موشك K-33 نصب شده بود، مورد سنجش قرار گيرد. بدين طريق، هواپيماي Tu-104 به وسيلهء رادار زاسلوني كه درونش نصب گرديده بود، هواپيماي مدل را كه ميگ21 بود، تحت كنترل قرار مي‏داد. ردياب اوليهء موشك K-33 كه درون ميگ21 مدل، نصب شده بود، GVM-410 نام داشت.

آزمونهای پرتابی

 
در مراحل بعدي آزمون، ردياب
RGS-33 كه از نوع نيمه فعال راداري بود (SARH) و همچنين ردياب مادون قرمز TGS-33 بر روي K-33 مورد آزمايش قرار گرفتند. ساير موارد كانديد شده جهت آزمايش در قسمت جستجوگر، شامل يك جستجوگر فعال راداري (active radar homing) و يك جستجوگر دوگانهء‌مادون قرمز و راداري فعال بود.
اما انتخاب نهايي مدلي بود بر اساس جستجوي نيمه فعال راداري كه داراي يك مرحلهء اوليهء ردياب اينرسيايي بود. دستگاه آشيانه‏ياب، به نام
MFBU-410 ناميده شد و توسط B.I.Ermakov تحت سرپرستي شرکت Akopyan طراحي شد.
موشك دچار طراحي مجدد شد تا قادر به استفاده از جستجوگر جديد كه بزرگتر بود، باشد و همچنين بتوان آن را در محل اتصال جديد زير بدنه نصب نمود. كار طراحي مدل جديد موشك، بر اساس پيش‏نويس پروژه جديد به سال 1972 آغاز شد. (با در نظر گرفتن بالچه‏هاي فوقاني تاشونده و فاصلهء كاسته شدهء بالچه‏ها از 1100 م م به 900 م م، قابليت پرتاب قبل از روشن شدن راكت و سرجنگي قوي‏تر شده) يك موشك مشقي، 5 موشك طبق برنامه (
Programmed)، و 8 موشك آزمايشي (Trial) در سال 1972 مطابق طرح جديد ساخته شدند.
به سال 1973، سه فروند از 14 موشك ساخته شده، توسط
MiG-25P-10 شليك شدند. انواع گوناگوني از سرجنگي مورد آزمايش قرار گرفتند:
* سرجنگي به شدت منفجرهء چند تكه شونده (
high explosive fragmentation)
* سرجنگي ميله‏اي شكل پيوسته (
continuous-rod warhead)
ضمن اينكه آزمايشات رادار و جستجوگر موشك، بر روي هواپيماي مدل
LL-2 ادامه يافتند.
به سال 1974، 11 بار آزمايشات پرتابي موشك، توسط هواپيماي
MiG-25P-10 انجام شد و طي اين آزمايشات، 40 فروند موشك شليك شد. طي اين مدت، اولين پرتاب كننده‏هاي اين موشك به نام AKU-33 و سرهاي جنگي جديد به نام B-410 بر روي خط توليد قرار گرفتند. ضمن اينكه آزمايشات جستجوگر و رادار به نام MFBU-410/Zaslon در پايگاه هوايي Akhtubinsk و به وسيلهء هواپيماي LL-2 ادامه يافتند.

ورود به خدمت
MiG-31


اولين پرواز هواپيماي جديد كه اكنون
MiG-31 (به شمارهء №831) ناميده مي‏شد، به تاريخ 16 سپتامبر 1975 انجام شد. (تا پايان سال، بيش از 12 پرواز آزمايشي صورت گرفت) طي اين مدت، و قبل از ارسال اين هواپيما به كارخانه جهت بهينه‏سازي پرتابگرها، بيش از 20 پرتاب موشك از طريق هواپيماي MiG-25-P-10 انجام شد.
اولين آزمايشات پرتابي موشك از هواپيماي مدل
LL-2 (همان Tu-104 كه حامل موشك شده بود و توسط شوروي از حالت غيرنظامي به نظامي تبديل شده بود) در همان سال به انجام رسيدند.
كار توسعه تا سال 1976 ادامه يافت. برخي آزمايشات، شامل پرتاب موشك با چترهاي بازشونده در آوريل همان سال به انجام رسيدند. آزمايشات كارخانه‏اي (
Factory tests)، تا سال 1977 كامل شدند و طي اين مدت، 32 پرتاب موشك توسط هواپيماي شمارهء №832 به انجام رسيدند. اولين اين پرتابها، به تاريخ 26 ام مارس 1977، بر عليه يك هواپيماي MiG-17 كه در نقش يك هواپيماي بدون خلبان (Drone) انجام وظيفه مي‏نمود، انجام شد.
در طول سال 1978، قسمت جستجوگر موشك، مورد بهينه‏سازي قرار گرفت و تركيب رادار / موشك بر عليه 4 هدف جداگانه، در آگوست همان سال مورد آزمايش قرار گرفت.
آزمايشات رسمي، به تاريخ مارس 1979 توسط
MiG-31 شمارهء №83210 آغاز شدند. اين آزمايشات به سال 1980 با موفقيت تكميل گشتند. به تاريخ 6 مي 1981، به دستور صدر هيات رئيسهء عالي دولت اتحاد جماهير شوروي، R-33 رسمن وارد خدمت شد.


K-37 / R-37


با تصميم دولت اتحاد شوروي به تاريخ آوريل 1983، طراحي موشك جديد K-37 (با نام izdeliye 610 كه نمونه‏اي ارتقاء يافته از R-33 بود) جهت استفاده در MiG-31M آغاز گشت.
اولين پرواز
MiG-31M به شمارهء №0151 به تاريخ 21 دسامبر 1985 به انجام رسيد. اولين آزمايشات پرتابي K-37 توسط MiG-31M به سال 1988 به انجام رسيدند. اين آزمايشات تا پايان سال 1997 ادامه يافتند. به دستور پرزيدنت پوتین و به جهت مخفي ماندن جزئيات فني موشك R-37، كار توليد انبوه اين موشك، تا يافتن شريكي غير از مقاطعه‏كاران اوكرايني، معلق مانده است.

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيدبراي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد


خصوصيات        

عملكرد: موشک هوا به هوای بسیار دوربرد 

سازنده: Vympel

كشور سازنده: روسیه

طول: ۴.۱۵ متر

قطر: 0.۳۸ متر

برد: بین ۱۳۰ تا ۲۲۸ کیلومتر در مدل های مختلف                     

سيستم هدايت: آشيانه‏يابي نيمه‏فعال راداري و سيستم جهت‏يابي اينرسيايي

سرعت۴.۵ ماخ                       

كلاهك: ۴۷.۵۰ كيلوگرمي

مورد استفاده در: كشورهاي مشترك‏المنافع (احتمالن منظور قزاقستان است) و روسيه

نویسنده: دوست محترم بنده اقا رضا

منبع برداشت: www.military.ir

+ نوشته شده در  شنبه 24 شهریور1386ساعت 17:47  توسط اميرحسام ملائي يگانه  | 

R-172 موشک افسانه ای

موشک نوواتار(Novataro)موسوم بهKS-172AAM-L(نام ديگر:R-172) موشک هوا به هواي بسيار دور برد در دفتر طراحي Novatar توسعا يافته و توليد شده است.اين موشک تنها جهت نصب بر روي هواپيماهايSu-37"Su-35 و MiG- 31 طراحي شده است.هر چند گزارش هايي مبني بر استفاده از اين موشک دوربرد بر روي آواکس هاي A-50 نيز منتشر شده است.هدف اصلي از طراحي اين موشک،جلوگيري از پرواز آواکس و ساير پرنده هاي پيش اخطار بود.هر چند که به راحتي مي توانست به عنوان سيستم ABM نيز به کار رود که افشاي اين موضوع باعث تيره تر شدن ربابط با ايالات متحده مي گشت. زيرا دو طرف اتحاد شوروي سابق و ايالات متحده،پيمانABM يا منع توليد موشک هاي ضد باليستيک را امضا کرده بودند تا بدين وسيله از گسترش بي حد و حساب موشک هاي اس اس به نوعي جلوگيري شود.

اين موشک بسيار دوربرد از سيستم هدايت راداري فعال بهره مي برد و ميتواند به اهدافي تا ارتفاع 100هزار فوت که سرعتي برابر 4 ماخ دارند،هدفگيري شده و به دقت اصابت کنند،در حالي که هدف مورد نظر در حال اجراي مانورهايي تا12gاست.


هر چند نوع خاصي از رادار ناشناخته توليد شده توسط زالسون فقط جهت جنگنده هايي که از اين موشک بهره مي برند،ساخته شده مه طبق گزارش مامور CIA اين رادار ويژه،بردي برابر500تا600 در عرضي به پهناي 60درجه را تراک ميکنند،ضمن اين که همانند ساير رادار هاي روسي از قابليت ديد پايين-شليک به پايين نيز بهره ميبرد و قادر است به اهدافي به ابعاد50 سانتي متر مربع در ارتفاع 5 فوتي نيز شليک شود!با اين حساب جنگنده بمب افکن هاي رادار گريزي نظير B-2 " F-22 و F-117نيز ميتواند به راحتي توسط R-172 شکار شوند.


طرح ها و نقشه هاي MiG-31"R-37"R-33وR-172 در دهه ي1980 از طريق يک مامور CIAبا نام مستعار "دونالد" سر از ايالات متحده بيرون آورد،وي بعدها توسطKGBشناسايي و دستگير و در اواخر دهه ي 1980 در مسکو تير باران شد.

 

اين موشک براي اولين بار در نمايشگاه هوايي در ابوظبي به سال1993 بر روي سوخو 35 رويت شد.هر چند کمبود منابع مالي،مانع توليد و توسعه انبوه آن شده،اما آزمايش هاي پرتابي ان با موفقيت همراه بوده است.توليد اين موشک در روسيه بارها به تعويق افتاده است.در سال 1997پروژه ي اين موشک کاملا روسي به محسوب مي شد،ولي به سال 2002 قرار بر اين شده که با توليد مشترک در هند،بر روي جنگنده هاي هندي Su-30MKI نصب شود .حدس زده مي شود موشکKS-172بر پايه ي همان موشک ضد هوايي (9K37M1BUK-M)طراحي شده باشد.(نام ناتو:SA-11 Gadfly)

اين موشک از يک راکت دو مرحله اي به عنوان موتور استفاده ميکند که موشک را قادر ميسازد برد زيادي معادل400کيلومتر(250مايل) داشته و به راحتي به سرعت 4 ماخ دست يابد و با سيستم ناوبري داخلي و بر اساس اطلاعات منتقل شده از جنگنده شليک کننده،خود را به نزديکي هدف رسانده، سپس با استفاده از رادار دروني خود،هومينگ دقيق و نهايي خود را انجام داده و سپس سر جنگي بسيار پر قدرت آن منفجر مي شود.


اين موشک بيشتر جهت هدفگيري بسيار دوربرد عليه سيستم هاي آواکس يا تانکر هاي سوخت رسان آمريکايي يه جنگنده هاي محافظ ناو هاي دريايي(نظير
F-14) به کار ميرود،بدون آنکه وارد نبرد نزديک به آنها شود.
سيستم بسيار پيشرفته ي رهگيري اهداف دور برد،امکان سرنگوني جنگنده هاي رادار گريز امريکايي را به راحتي فراهم مي آورد.با اين تفاصيل،ميتوان گفت يکي از دلايلي که ايالات متحده دست به طراحي
AIM-152زده،موشک هاي جديد و بسيار دور برد و ضد استيلت روسي نظيرR-37 و R-172 هستند.


خصوصيات        

عملكرد: موشک هوا به هوای بسیار دوربرد 

سازنده: Novatare

كشور سازنده: روسیه

پيشرانه: راكت دو مرحله ای

طول: ۴.۸ متر

قطر: 0.58 متر

برد: ۴۰۰ كيلومتر                     

سيستم هدايت: ناو بري اوليه و هومينگ نهايي به صورت راداري فعال

سرعت: 4 ماخ                       

كلاهك: ۵۰ كيلوگرمي

موشک هاي معادل:AIM-152 وR-37 وR-33 و AIM-152

منبع: ماهنامه نوآور

منبع برداشت: www.military.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 21:29  توسط اميرحسام ملائي يگانه  | 

موشک دوربرد هوا به هواي AIM-54 Phoenix

تاريخچه
موشك AIM-54 Phoenix دوربردترين موشك هوا به هواي ساخت ايالات متحدهء آمريكا محسوب مي‏شود كه تنها در اختيار نيروي دريايي ايالات متحده و نيروي هوايي ايران قرار گرفته بود. اف-14 تامكت، تنها هواپيمايي در جهان محسوب مي‏شد كه قادر بود از موشكهاي فونيكس استفاده كند. همان طور كه پيشتر ديديد AIM-54 در ابتدا براي جنگندهء ناونشين F-111B طراحي شد. موشك AIM-54 بر پايهء موشك دوربرد هوا به هواي Eagle ساخته شد. موشك Eagle، سلاح اصلي جنگندهء F6D Missileer محسوب مي‏شد؛ اما هم موشك Eagle و هم هواپيماي F-6D طرح ساختشان لغو گرديد. موشكهاي Eagle و جنگندهء F-6D، سلاحي ضعيف به شمار مي‏رفتند و تنها قادر بودند موشكهاي كروز ضدكشتي را كه قدرت مانورپذيري نداشته و داراي سرعت كمي بودند، هدف قرار دهند. ضعف ديناميكي هواپيماي F-6D باعث شده بود اين هواپيماي زيرصوت، از انجام نبردهاي نزديك هوايي ناتوان باشد و همچنين توان اندك موشكهاي Eagle، كه قادر نبودند بمب‏افكن‏هاي دورپرواز شوروي را كه مجهز به موشكهاي كروز ارتفاع پست بودند، هدف قرار دهند، نيروي دريايي را به سمت تهيهء هواپيما و موشك كارآمدتري هدايت كرد كه ابتدا جنگندهء ناموفق F-111B و سپس جنگندهء بسيار موفق اف14 تامكت، براي حمل موشكهاي فونيكس برگزيده شدند
                                 

اف14 تامكت به راحتي قادر بود به سرعتي حدود 2.4 ماخ دست يابد، ضمن اينكه به رادار بسيار قدرتمندي نيز مجهز بود، توانايي ديناميكي بسيار خوبي داشت و مي‏توانست تا 9 برابر فشار گرانش زمين را تحمل كند، و همزمان 6 موشك فونيكس را حمل نمايد.

در دههء 1960، اغلب هواپيماهاي ايالات متحده، حداكثر قادر بودند موشكهاي كوچكتر، ارزان‏قيمت‏تر AIM-7 موسوم به Sparrow را حمل نمايند. اين موشكها، در زمرهء سلاح‏هاي ميان‏برد به شمار مي‏رفتند. هدايت موشك اسپارو كه به وسيلهء رادار هواپيماي شليك كننده صورت مي‏گرفت، مستلزم آن بود كه هواپيما پرتاب كنندهء موشك، رادار خود را بر روي تنها يك هدف قفل نگه دارد، تا جستجوگر موشك، قادر به رهگيري دقيق شود، در غير اين صورت، موشك از دست مي‏رفت.
اين روش هدايت موشك، بدان معني بود كه تا زمان اصابت موشك اسپارو به هدف، رادار هواپيما قادر نبود رهگيري ديگري را شروع كند؛ اين امر باعث ميشد ميزان هوشياري هواپيما از فضاي اطرافش، كاهش يابد.
رادار تامكت كه AWG-9 نام داشت، قادر بود تا 24 هدف هوايي را در حالت Track-While-Scan (رهگيري دقيق به هنگام جستجو) به طور دقيق شناسايي كند. سپس اهدافي را كه داراي حق تقدم براي پرتاب فونيكس بودند، انتخاب كند.
خلبان يا افسر رادار تامكت (RIO) قادر بودند، هنگامي كه مشخصه‏هاي لازم جهت پرتاب فونيكس به سمت هدف‏(ها) فراهم مي‏شود، موشك(ها) را شليك كنند.
                                     


نمايشگر بزرگ نشان‏دهندهء وضعيت تاكتيكي (TID يا Tactical Information Display)، كه در كابين RIO نصب شده بود، حجم بي‏سابقه‏اي از اطلاعات دريافت شده توسط رادار را در اختيار خلبان قرار دهد. (خلبان قادر بود اطلاعات ارسال شده توسط RIO را بر روي صفحهء نمايشگر خود مشاهده كند) مهم‏تر اينكه رادار AWG-9 قادر بود به طور پيوسته، عمل جستجو و رهگيري اهداف متعدد را پس از پرتاب فونيكس‏(ها) نيز به طور دقيق به انجام برساند، در نتيجه، آگاهي از پهنهء فضاي آسمان، همچنان ادامه مي‏يافت. خط نقل و انتقال داده‏ها از طريق كانال ارتباطي موسوم به Link-4 به تامكت اين امكان را مي‏داد تا اطلاعات خود را با هواپيماي پيش‏اخطار E-2C Hawkeye به اشتراك گذارد. زوج تامكت و E-2C، يك تركيب ايده‏آل به شمار مي‏رفتند و قادر بودند براي پهنهء بسيار گسترده‏اي را در آسمان، پوشش هوايي ايجاد نمايند.

در جريان يكي از تمرينات جنگنده‏هاي F-14A، كه به سال 1990 در منطقهء Desert Shield انجام شد، كانال ارتباطي Link-4A اثبات كرد كه قادر است خط ارتباط داده‏اي جنگنده – جنگنده را نيز به خوبي انجام دهد. بدين طريق، بازهم ميزان هوشياري از فضاي منطقهء پرواز افزايش مي‏يافت. در جنگندهء بسيار پيشرفتهء F-14D از سامانهء موسوم به JTIDS استفاده شده است كه قادر است به وسيلهء خط ارتباط داده‏اي Link-16، تصاوير را نيز به كابين منتقل كند.


هدايت‏پذيري فعال
موشك فونيكس، از روش‏هاي متنوعي جهت دستيابي به اهداف در فواصل بسيار دور بهره مي‏برد. فونيكس براي اهداف بسيار دور، مشخصات هدف را توسط اطلاعات كسب كرده از رادار AWG-9 به طور پيوسته تازه مي‏كند. بدين جهت است كه فونيكس قادر مي‏شود براي پرواز به سمت هدف، به ارتفاعي بين 80000 تا 100000 فوت صعود كرده و تا 5 ماخ سرعت بگيرد. استفاده از چنين ارتفاعي، به دليل كاهش اصطكاك و نيروي پسا مي‏باشد. در مرحلهء نهايي، موشك از آن ارتفاع بالا به سمت هدف شيرجه ميرود و همزمان، رادار موشك فعال ميشود تا عمل هدايت‏پذيري فعال راداري را جهت مرحلهء آخر و رسيدن به هدف، به انجام برساند.

در مقام مقايسه، موشك آمرام از يك كامپيوتر دروني استفاده مي‏كند. اين كامپيوتر، از تكنولوژي ديجيتال جهت محاسبهء دقيق محل برخورد موشك با هدف، بهره مي‏برد. اين كامپيوتر را هواپيماي شليك كنندهء آمرام، قبل از انجام جستجوي فعال در مرحلهء نهايي، قادر هستند فعال نمايند.

تركيب دو سيستم بسيار پيشرفتهء AIM-54 / AWG-9 اولين سامانه‏اي در جهان محسوب مي‏شد كه قادر به رهگيري چندگانهء اهدف هوايي (تا 24 هدف) و حملهء همزمان به آنها با شش موشك بسيار دوربرد بود كه وزن هر موشك بسيار سنگين و معادل 1000 پوند بود و در آن از يك كلاهك جنگي متعارف، بهره برده شده بود. (به جاي كلاهك هسته‏اي)




  در سمت چپ XAIM-54A /XAIM-47 در سمت راست موشک 



بدنهء فونیکس، همان بدنهء موشک سری نیروی هوایی آمریکا و سازمان سیا، موسوم به AIM-47 Falcon بود که بر روی آن، چهار بالچه به شکل صلیب نصب شده بود. 4 عدد از موشکهای فونیکس، در قسمت تونل مانند زیر بدنه حمل می شدند و توسط سکوهای آئرودینامیکی ویژه ای به بدنه متصل می گشتند. 2 موشک دیگر نیز در طرفین هواپیما و زیر جایگاه موسوم به Glove قرار می گرفتند.


 

 

                       موشک سری AIM-47 در كنار هواپيماي YF-12 متعلق به سازمان سيا 

به هنگام بارگذاری کامل 6 موشک فونیکس، با مجموع وزن هر ریل پرتابگر مخصوص، بیش از 8000 پوند به وزن هواپیما افزوده می گشت. این رقم، دقیقن دو برابر حالتی بود که از بارگذاری 6 موشک اسپارو حاصل می شد. بدین جهت نیروی دریایی ایالات متحده، به طور معمول از ترکیب 2 فونیکس، 3 اسپارو و 2 سایدوایندر در هر تامکت بهره می برد.


ناوگان دفاع موشکی دوربرد
فونیکس در اصل برای ایجاد سپر دفاعی جهت ناوهای هواپیمابر در برابر تهدید موشکهای کروز، امکان دفاع در عمق و همچنین ایجاد تاخیر در حملات، طراحی گشته بود. در اوج کشمکش جنگ سرد، تهدیدات عمده علیه ناوگان نیروی دریایی شامل ناوگان پرتعداد بمب افکن های باجر و بک فایر شوروی بود که به موشکهای سرعت بالای کروز و سیستم های جنگ الکترونیک مجهز بودند.

نوع ارتقاء یافته فونیکس، یعنی موشک AIM-54C، به جهت امکان شکار دقیق تر اهدافی نظیر هواپیماهای تاکتیکی و موشکهای کروز ساخته شد. آخرین سطح به روزآوری فونیکس، شامل نصب یک حافظهء قابل برنامه ریزی بود که قابلیت اطمینان به عملکرد موشک را در برابر تهدیدات ECM به شدت افزایش می داد.

بسیاری از کارشناسان نظامی، بر این اعتقاد هستند که فونیکس بر پایهء موشک AIM-47 ساخته شده است. AIM-47، موشکی بود که برای هواپیمای فوق سری سازمان سیا، موسوم به YF-12 (ساخت لاکهید) طراحی گشته بود. این هواپیمای بسیار پیشرفته، نمونهء شکاری از پرندهء سیاه SR-71 بود. YF-12 قادر بود در سرعتی حدود 3.2 ماخ کروز نماید و در همان سرعت، با موشکهای دوربرد AIM-47، جنگنده های دورپرواز شوروی نظیر MiG-25 را هدف قرار دهد. اما نیروی هوایی و سازمان سيا، نه AIM-47 و نه AIM-54 را به علت هزینه های بالای نگهداری، مناسب تشخیص نداد.

یروی هوایی در آن زمان جنگندهء F-15A Eagle را جهت دفاع هوایی به خدمت گرفته بود، اما این هواپیما، توان و قابلیتی جهت حمل موشکهای بسیار دوربرد چون AIM-47 یا AIM-54 را نداشت و این هواپیما تا زمان معرفی موشکAIM-120 AMRAAM، از شرکت در درگیری های دوربرد ناتوان بود. امروزه، انتظار می رود با ورود به خدمت AIM-120C-5، جنگندهء اف15 قادر شود با اهدافی تا فواصل 110 کیلومتر درگیر شود.

رادار AWG-9 که در جنگنده های F-111B و F-14 نصب گردید، بزرگترین و قدرتمندترین راداری است که تاکنون (2007) در یک جنگنده نصب شده است، به طوری که این رادار را می توان با اندکی اغماض، در حد رادارهای پیش اخطار هوایی قلمداد نمود.


جانشینان فونیکس
موشک AIM-54 Phoenix به تاریخ 30 سپتامبر 2004 از خدمت خارج گشت و به تاریخ پیوست. جنگندهء بی نظیر F-14 Tomcat نیز به تاریخ 22 سپتامبر 2006، رسمن بازنشست گردید.

فونیکس امروزه به وسیلهء موشکهای با برد کمتر آمرام، جایگزین شده است و این موشکهای توسط جنگنده های F/A-18E/F Super Hornet مورد استفاده قرار می گیرند؛ اما هم اف14 و هم فونیکس، هنوز در خدمت نیروی هوایی ایران قرار دارند، اگرچه در عملیاتی بودن این هواپیماها و موشکهاي فونيكس، تردیدهای جدی نزد کارشناسان نظامي وجود دارد. پس از آنکه سفارت ایالات متحده در تهران، به سال 1979 اشغال شد و دیپلماتهای آمریکایی به گروگان گرفته شدند، روابط دو کشور به شدت تخریب گردید و در نهایت قطع شد، ارسال قطعات یدکی و پشتیبانی فنی هواپیماها و موشکها متوقف گردید و در تنها در جریان ماجرای ایران – کنترا (سفر مک فارلین به تهران)، در دورهء زمانی بسیار کوتاه، برخي ملزومات مورد نیاز، به ایران ارسال گردید.


سابقهء شرکت در عملیات توسط نیروی دریایی ایالات متحده
فونیکس، علیرغم دارا بودن قابلیتهای بی نظیر، به ندرت در جریان جنگ واقعی مورد استفاده قرار گرفته است. تنها دو پرتاب رزمی این موشک توسط نیروی دریایی ایالات متحده ثبت گردیده است که هیچ کدام نیز به هدف اصابت نکرده اند.


در جریان گشت دفاع هوایی (CAP یا Combat Air Patrol) جنگنده های F-15C نیروی هوایی ایالات متحده به هنگام عملیات طوفان صحرا به سال 1991، به دلیل دارا بودن سامانهء تشخیص دوست از دشمن (IFF)، در میان هواپیماهای موجود، منحصر به فرد بودند. از آنجا که تامکتهای نیروی دریایی، در آن زمان فاقد چنین سامانه ای بودند و طبق قانونی که به تصویب رسیده بود، جهت استفادهء ایمن از موشکهای فونیکس، در فواصل بسیار دور، نیازمند نصب سامانهء خاصي از IFF بودند. بدین جهت، در عملیات طوفان صحرا، از موشکهای فونیکس بهره ای گرفته نشد و عمدهء نبردهای هوایی نیز توسط F-15 ها به انجام رسیدند.

از منظر مهندسی و به خدمت گیری، فونیکس را می توان یک نقطهء درخشان و موفق به شمار آورد. فونیکس به عنوان تنها عضو خانوادهء موشکهای دوربرد Falcon، به هیچ کشور و ارتشی به جز نیروی هوایی شاهنشاهی ایران فروخته نشد و سایر یگانهای رزمی ایالات متحده نیز، از هواپیماهایی به جز اف14 بهره بردند. فونیکس بسیار بزرگ و سنگین وزن بود و به هیچ وجه برای نبرد نزدیک هوایی مناسب نبود؛ در حالی که اسپارو و آمرام، برای نبردهای نزدیک نیز کارایی داشتند.


گونه ها

AIM-54A:
نوعی که به سال 1974 به ایران و نیروی دریایی ایالات متحده فروخته شد. تا پیش از وقوع انقلاب 1979، تعداد 284 از این موشک، به ایران تحویل گشت و پس از انقلاب، مابقی موشکهای خریداری شده توسط ایران، به نیروی دریایی ایالات متحده واگذار شدند.
AIM-54C:
نوع بهبود یافته مدل A با قابلیت بهتر در شکار موشکهای کروز؛ ورود به خدمت: 1986.
AIM-54 ECCM / Sealed:
نوعی که در محیط های جنگ الکترونیک نیز قابل استفاده است و به سامانهء خنک کنندهء مخصوص در حین پرواز نیازی ندارد.

 

خلاصه‏ای از تجارب جنگی ایران با موشک فونیکس


تا پيش از انقلاب 1979، تعداد 79 فروند F-14A به نيروي هوايي شاهنشاهي ايران تحويل شده بودند و در زمان انقلاب، 77 فروند از آنها در خدمت بودند. در اغلب منابع غربي، اطلاعات بسيار اندكي از نحوهء خدمت 77 تامكت موجود در نيروي هوايي ايران موجود است؛ اما يك منبع در اين مورد استثنا قرار مي‏گيرد، و آن كتابي است كه كه توسط تام كوپر و فرزاد بيشاپ به نام Iranian F-14 Tomcats in Combat به چاپ رسيده است و در مورد نحوهء خدمت اف14 هاي ايران در جنگ مطالبي جالبي نوشته شده است.



امروزه اغلب گمانه‏زني‏ها و مطالب در مورد تامكتهاي ايران، بر اساس تحقيقاتي است كه توسط تام كوپر در كتابش نوشته شده است؛ اين تنها كتاب معتبري در جهان است كه در مورد اف14 هاي ايران به رشتهء تحرير در آمده و در آن، حقايق و نكات فراواني درج شده است. در اين كتاارزشمند، گزارشاتي مستند از نحوهء استفادهء 284موشك فونيكس تحويل شده به ايران در خلال جنگ با رژيم عراق، بين سالهاي 1980 تا 1988 وجود دارد.

پرسنل فني ايالات متحده گزارش كرده‏اند كه قبل از خروج از ايران به دنبال انقلاب 1979، در هواپيماها و سلاح‏هاي مربوط، خرابكاري كرده‏اند؛ با انجام اين امر، شليك موشك توسط تامكتهاي ايراني غيرممكن مي‏گشت، اما نيروي هوايي ايران (IRIAF)، توانست تعدادي از هواپي را تعمير و راه‏اندازي كند؛ هرچند كه اين امر، براي كل ناوگان تامكتها به اجرا درنيامد. برخي منابع غربي ادعا داشتند كه پس از انقلاب، موشكهاي فونيكس ديگر عملياتي نبودند، هرچند كه در ابتدا، راه‏اندازي سامانهء شليك و كنترل موشك فونيكس بسيار مشكل بود و تنها از عهدهء پرسنل فني كمپاني هيوز برمي‏آمد. پيش از انقلاب، ايران، تعداد زيادي از پرسنل فني ريكايي را به خدمت گرفته بود، اين پرسنل، قبل از ترك ايران، بسياري از اطلاعات مربوط به تعمير و نگهداري سلاح‏هاي پيچيده، توسط آنها به كارشناسان ايراني انتقال يافته بود. اگرچه بدون پشتيباني فني و مهندسي، و همچنين عدم ارسال قطعات و عدم ارائهء برنامه‏هاي بهينه‏سازي‏ از طرف گروه سيستم‏هاي موشكي كمپاني هيوز، امكان استفاده از چنين سلاحي، حتا براي كاربراني كه داراي پرسنل فني بسيار ماهر باشند، بسيار مشكل است، اما با تمام اين مسائل، حقيقت اين است كه ايرانيان، در دوران پس از انقلاب 1979، توانستند قطعات مورد نياز خود را به نحوي تهيه نمايند و همواره داراي تعداد قابل توجهي تامكت آمادهء پرواز باشند.

برخي منابع مطلع ديگر، بر اين اعتقاد هستند كه نقش اوليه و اصلي اف14 در نيروي هوايي ايران، همانا به مثابه يك هواپيماي پيش‏اخطار هوايي بوده است كه امر محفاظت از ساير جنگنده‏ها را بر عهده داشته است. با تمام اين اوصاف، حقيقت امر اين است كه نيروي هوايي ايران، از اف14، به صورت فعال، به عنوان يك شكاري – رهگير استفاده كرده است و به هنگام اسكورت ساير جنگنده‏ها، حدود 60 تا 70 فروند از هواپيماهاي عراقي را با موشكهاي AIM-54 هدف قرار داده است.

نيروي هوايي ايران، اغلب اوقات از اف14 به عنوان محافظ هواپيماهاي تانكر استفاده مي‏كرده است، اين امر زماني اتفاق مي‏افتاد كه بنا بود ماموريتي ضربتي در عمق خاك عراق انجام شود و نياز به حضور تانكر در داخل فضاي عراق پيش مي‏آمد؛ در چنين مواقعي، عمق خطوط مرزي با عراق، توسط رادار قدرتمند اف14، مورد جستجوي دقيق رادار تامكت قرار مي‏گرفت و در بيشتر مواقع، پرواز هواپيماهاي عراقي، در فواصلي بيش از 200 كيلومتر، به دقت شناسايي مي‏شد. چنين نيازهايي باعث شد تا نيروي هوايي ايران، تعدادي از جنگنده‏هاي اف14 را به عنوان هواپيماي پيش‏اخطار هوايي، مورد استفاده قرار دهد.

اين مدعا، در جريان جنگ 1991 خليج فارس به اثبات رسيد. در جريان نبردهاي هوايي، خلبانان عراقي، هنگام مواجهه شدن با اف14 هاي آمريكايي، و درست زماني كه خلبانان آمريكايي، رادارهاي AN/AWG-9 خود را روشن مي‏ساختند، به سرعت اقدام به فرار كرده و فضاي آسمان منطقه را ترك مي‏كردند و از مواجهه با تامكتهاي آمريكايي، به شدت اجتناب مي‏كردند. ويژگي خاص شكار هواپيماها توسط تامكت، كه در جنگ با ايران براي خلبانان عراقي به اثبات رسيده بود، آنان را وامي‏داشت تا به سرعت از منطقه خارج شده و فرار نمايند. اين امر، زماني به طور كامل به اثبات رسيد كه در چند نبرد هوايي، جنگنده‏هاي عراقي، از مواجه با جنگنده‏هاي پرقدرت نيروي هوايي ايالات متحده نظير F-15C ترسي نداشتند در حالي كه از منطقهء مجاور آن كه تحت پوشش رادار تامكتهاي نيروي دريايي بود، به سرعت خارج شده بودند.


اين آزمايش، جهت اطمنيان از قدرت تامكت و فونيكس در برابر پرواز ميگهاي25 شناسايي شوروي (MiG-25RB) بر فراز آسمان ايران بود. در جريان اين آزمايش که به تاریخ ژانویهء 1976 انجام گرفت، پنج موشك AIM-54 به سمت هواپيماهاي بدون خلبان AQL-34 شليك شد. دو فروند از اين هواپيماهاي بيخلبان، با سرعت 2 ماخ و در ارتفاع 60 هزار فوتي پرواز مي‏كردند. از پنج موشك شليك شده، چهار موشك، به اهداف مورد نظر، اصابت كردند. یکی از فونیکس های پرتابی، هدف خود را در فاصلهء 212 کیلومتری منهدم می نماید و این هدفگیری، تاکنون به عنوان دوربردترین شکار یک موشک هوا به هوا در تاریخ جهان به ثبت رسیده است.

به تاريخ اکتبر 1978، دو فروند F-14A نيروي هوايي شاهنشاهي ايران، ضمن اينكه ليدر آنها مستقيمن با ش ا ه در ارتباط راديويي بود، يک فروند جنگندهء MiG-25RB شوروي را که در ارتفاع بسيار بالا و سرعت زياد در حال پرواز به سمت ايران بود، بر روي درياي خزر، شناسايي و رهگيري کردند و با قفل رادار و سيستم موشکي فونيکس بر روي ميگ25 مانع از ورود جنگندهء شوروي به آسمان ايران شدند. پس از اين بود که شوروي، موافقت دوجانبه‏اي را با ايران به امضاء رساند و دو طرف متعهد شدند كه از ايجاد تنش، جلوگيري نمايند.

22 سپتامبر 1980
آغاز تجاوز ارتش عراق به ايران، با استعداد 48 يگان سازماندهي شده در قالب تيپ‏ها و لشگرهاي زرهي، مكانيزه و پياده، با برخورداري از پشتيباني 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانك، 400 قبضه توپ ضدهوايي، 366 فروند هواپيما و 400 فروند هلكوپتر .
مقصود رهبر حزب بعث عراق از تجاوز، اين بود كه با شكست نظامي ايران، آرزوهاي قديمي خود مبني بر لغو قرارداد 1975 الجزاير، الحاق خوزستان به عراق به عنوان استان عربستان با مركزيت شهري كه قرار بود الاحواز ناميده شود، تامين نمايد. رژيم بعث عراق كه پيش از انقلاب، به علت قدرت برتر نظامي ايران، قادر به اجراي نقشه‏هاي شوم و بلندپروازنهء خود نبود، با وقوع انقلاب و تصفيهء ارتش، شرائط را بسيار مساعد يافت و پس از واقعهء گروگانگيري دپيلماتهاي آمريكايي در تهران، حمايت ضمني ايالات متحده را نيز توانست براي حمله دريافت كند.

آغاز نبردهای هوایی
به تاريخ 16 سپتامبر 1980، اف14 ايراني، به سمت هدفي كه با سرعتی زیاد و در ارتفاع 55 هزار فوتي به سمت ترمينال نفتي خارك در پرواز بود، شليك كرده و آن را ساقط نمود. با توجه به سرعت وحشتناك و ارتفاع پروازي بسيار بالا، هدف ساقط شده، هواپيماي MiG-25 شناسايي عراق بود كه توسط يك موشك AIM-54A ساقط گشت. اين اولين پيروزي اثبات شدهء F-14 در برابر MiG-25 در جهان، محسوب ميشد.


در همان روز، يك MiG-25RB ديگر عراقي نيز، در همان شرائط بسيار سخت، توسط تامكتهاي ايراني ساقط شد. MiG-25 عراقي با سرعت بسيار وحشتناك به سمت تاسيسات نفتي خارك در حال پرواز بود كه در فاصلهء 113 كيلومتري، افسر رادار (RIO) با آيفون داخلی هواپیما به خلبان اعلام مي‏كند كه هواپيماي عراقي را گم كرده و قادر به رهگيري مجدد آن نشده است. پس از لحظاتي، گزينهء قفل موشك، در فاصلهء 70 كيلومتري، مجددن مثبت ميشود، اين فاصله، حداقل فاصلهء لازم، براي شليك به سمت هدفي است كه در ارتفاع بالاتر و با سرعت بسيار زياد، در حال پرواي‏باشد. با اعلام مثبت بودن قفل رادار بر هواپيماي دشمن توسط RIO، و در حالي كه تامكت، با سرعتي بيش از 1500 كيلومتر در ارتفاعي 45 هزار فوتي قرار دارد و در حال اوج‏گيري است، يك موشك AIM-54A، در فاصلهء 64 كيلومتری هدف شليك مي‏شود. فونيكس، پهنهء آسمان خليج فارس را درمي‏نوردد، و انيهء بعد، به دقت به هدف مورد نظر خود كه يك MiG-25RB (شناسايي) عراق بود، اصابت كرده و آن در ارتفاع 55 هزار فوتي، به طور كامل منهدم مينمايد.

* * *



به تاريخ دوم دسامبر 1980، در يكي از نزديكترين فواصل شليك براي موشك AIM-54، فونيكس موفق ميشود هدف خود را منهدم نمايد. كاپيتان ف. دهقان، خلبان باتجربهء پايگاه هشتم شكاري (اصفهان)، به هنگام گشت هوايي بر روي ترمينال نفتي جزيرهء خارك، بر روي صفحهء رادار هواپيايش، تعدادي هدف هوايي را كشف مي‏كند. وي در فاصلهء 10 مايلي، رادار هواپيما را بر روي يكي از آنها قفل مي‏كند، و اين يكي از كمترين فواصل مورد نياز براي پرتاب موشك فونيكس است و طبق دستورالعمل‏هاي كمپاني هيوز، در چنين فاصله‏اي، امكان شكار هدف كم مي‏شود. اما خلبان تصميم مي‏گيرد موشك فونيكس خود را شليك كند، زيرا در غير اين صورت، بايد وارد يك نبرد سنگين و نزديك هوايي با ميگ21 عراقي شود. فونيكس پرتاب شده، در اين فاصلهء كم، از حالت جستجوي فعال راداري بهره برده و بدون نياز به هدايت رادار تامكت، به جنگندهء MiG-21 اصابت كرده و آن را بدل به هزاران قطعه مي‏كند.

                            * * *                                                              

به تاريخ 20 نوامبر 1982، دو ژنرال ارشد عراقي، جهت بازديد از خطوط مقدم جنگي، سوار هليكوپتر Mi-8 مي‏شوند. هليكوپتر Mi-8 آنان، توسط دو هليكوپتر ديگر Mi-8، يك Mi-25، چهار MiG-21 و چهار MiG-23 اسكورت مي‏شود. هواپيماهاي محافظ نيز، به هنگام كمبود سوخت، به سرعت يگزين ميشدند تا مقامات عراقي، اسكورت خود را از دست ندهند.آرايش هوايي ايجاد شده توسط پرنده‏هاي عراقي، توجه دو تامكت اسكورت كنندهء تانكر سوخت‏رسان KC-707 را به خود جلب مي‏كند. اين دو تامكت، به همراه هواپيماي تانكر، منتظر بازگشت جنگنده‏های F-4 ايراني بودند كه براي انجام ماموريت ضربتي، عازم عمق خاك عراق شده بودند و هواپيماي تانكر قرار بود به آنها، سوخت برساند.


تامكتها، مطابق الگوي تعيين شده، به نوبت، فضاي ماوراي مرز و داخل آسمان عراق را با رادار AWG-9 خود، مورد كاوش قرار مي‏دادند. در این لحظات، كاپيتان خسروداد، در صفحهء رادار هواپيماي خود، تعداد زيادي از اهداف را مورد شناسايي قرار مي‏دهد. اين اهداف، از طرف غربه آرامي در حال نزديك شدن بودند و در محدودهء برد موشكهاي فونيكس وي قرار داشتند. خسروداد به هواپيماي همراه خود (Wingman) دستور مي‏دهد تا در كنار تانكر باقي مانده و از آن محافظت كند. كاپيتان خسروداد، بلافاصله دو موشك AIM-54A را شليك مي‏كند، 10 ثانيهء بعد، دموشك AIM-7E-4 خود را نيز روانه مي‏كند. طبق گزارش مقامات عراقي، يك MiG-21، دو MiG-23 و يك Mi-8 در مدت تنها يك دقيقه ساقط ميشوند و ژنرالهاي عراقي مجبور ميشوند ماموريت خود را ناتمام بگذارن

* * *



به تاريخ 20 ام فوريهء 1987، يك فروند F-4E نيروي هوايي ايران، به عنوان طعمه عمل كرده و يك گروه از هواپيماهاي ضربتي عراقي را به داخل تله مي‏كشاند. در داخل تله، دو فروند F-14 متعلق به اسكادران 81 ام، منتظر هواپيماهاي عراقي هستند. بلافاصله يك موشك AIM-54A از فاصله‏اي بسيار دور (حدود 110 كيلومتر) توسط يكي از تامكتها پرتاب ميشود. فونيكس پرتابي، لحظاتي بعد به جنگندهء ليدر گروه جنگنده‏هاي عراقي كه يك Mirage F1-EQ5 بوده است برخورد كرده و خلبان آن را كه از فرماندهان ارشد نيروي هوايي عراق بود و ژنرال حكمت عبدالقدر نام داشت در دم به هلاكت مي‏رساند. در اين حال، پست شنود ايرانيان كه به مكالمات راديويي ليدر هواپيماهاي همراه باقيمانده كه از نوع Su-22 بوده است، گوش مي‏كرده‏اند، فرياد «اف اربع عشر يالا يالا» را مي‏شنوند كه به معني «اف14، فرار كنيد، فرار كنيد» مي‏باشد.


Home-On-Jam mode
در اواخر سال 1987، اتحاد شوروي، جنگنده‏هاي جديد MiG-25BM را كه هواپيماهاي مخصوص جنگ الكترونيك يا Wild Weasel بودند، تحويل عراق مي‏دهد. اين هواپيماها، سامانه‏هاي جنگ الكترونيك (ECM) خود را در برابر تامكتهاي ايراني مورد آزمايش قرار مي‏دهند، ضمن اينكه به سايت‏هاي پدافند زمين به هواي ايران با موشكهاي ضدرادار، حمله مي‏كنند.

MiG-25BM
اثبات شده بود كه قادر است در ارتفاع بالاي 69 هزار فوت در ايمني كامل به عمليات بپردازد؛ تا اينكه در نيمه‏شب يازدهم نوامبر 1987، يك فروند MiG-25BM كه در ارتفاع بسيار بالا و سرعتي حدود 3 ماخ در حال پرواز بود، توسط جنگندهء F-14 نيروي هوايي ايران رهگيري ميشود. در جريان نبرد هوايي نيمه‏شب يازدهم نوامبر 1987، يك موشك AIM-54A در شرائطي كه محيط عملياتي كاملن انباشته از پارازيت پخش شده (Jam) توسط ميگ25 عراقي است، هدف خود را مي‏يابد. موشك بدون نقص به سمت ميگ25 عراقي هدايت ميشود اما قادر نميشود ميگ25 عراقي را به طور كامل منهدم نمايد، با اين حال، انفجار موشك در نزديكي دم ميگ عراقي، باعث ميشود تا قسمت سكانهاي افقي و عمودي آن آسيب ببيند و خلبان مجبور به خروج از هواپيما شود.

* * *



در طي ماه مارس 1988، عراق، حملات متعددي را بر عليه ترمينال‏هاي صدور نفت ايران ترتيب داد. به تاريخ 19 ام مارس 1988، در ساعت 1 بامداد، دو بمب‏افكن سنگين Tu-22B در پناه اسكادراني از جنگنده‏هاي Mirage F1-EQ6 عراقي، به تاسيسات و نفتكش‏هاي جزيرهء خارك حمله كردند. كمتر از نيم ساعت، بعد، موج دوم حملات به وسيلهء دستهء ديگر از هواپيماهاي بمب‏افكن عراقي آغاز شد.


به هنگام آغاز مرحلهء سوم، جنگنده‏هاي F-14 ايراني وارد صحنه شدند. ناو جنگي نيروي دريايي ايالات متحده كه در نزديكي آن منطقه در حال گشت‏زني بوده است، گزارش مي‏دهد كه چند موشك AIM-54 پرتاب شده، باعث سرنگوني حداقل يك فروند Tu-22B، يك فروند MiG-25RB عراقي گشتند. بر طبق گزارش نيروي دريايي ايالات متحده، تعداد دقيق بمب‏افكن‏هاي ساقط شدهء عراقي، بيش از اين بوده است.

* * *



در جريان وقايع روزهاي پاياني جنگ ايران و عراق، بين ماههاي فوريه تا جولاي 1988، چند نبرد هوايي كوچك بين جنگنده‏هاي Mirage F1 EQ-5/6 عراقي و F-14 هاي ايراني به وقوع پيوست. جنگنده‏هاي ميراژ اف1 عراقي، چند تامكت ايراني را هدف قرار دادند و به نقاط مختلفي در ايران حمله كردند. جنگندهء Mirage F1-EQ6 به يك غلاف اخلال‏گر الكترونيك (ECM) تجهيز شده بود و خلبانان عراقي، بدين طريق قادر ميشدند از قفل شدن رادار تامكتهاي ايراني و شليك موشك AIM-54 جلوگيري به عمل آورند. براي مثال به تاريخ 19 ام جولاي 1988، چهار ميراژ اف1 عراقي به دو فروند اف14 ايراني حمله كرده و هر دوي آنها را هدف قرار دادند، هرچند كه هر چهار خدمهء تامكت، نجات يافتند.


عمر خدمتی
نيروي هوايي ايران، توانست به طور مرتب، هواپيماهاي F-14 و موشكهاي AIM-54 را در طول جنگ با عراق، عملياتي نگه دارد؛ هر چند كه در مقاطعي، دچار نقص قطعات يدكي شد و هواپيماهايش در مواقعي كوتاه، زمين‏گير شدند. در اواخر سال 1987، موجودي موشكهاي AIM-54 بسيار كاهش يافته و تنها حدود 50 فروند موشك عملياتي در اختيار بود. موشكهاي فونيكس، نيازمند تامين باتري‏هاي حرارتي تازه بودند كه اين باتري‏ها تنها از ايالات متحده قابل خريداري بودند. ايرانيان به هرحال موفق شدند از طريق يك دلال، مخفيانه اين باتري‏ها را به قيمت هر عدد 10000 دلار خريداري نمايند.

ايران در طول جنگ با عراق، همچنين موفق شد اقلام و قطعات مورد نياز جهت تامكتها و فونيكس‏ها را از منابع مختلفي تهيه كند، ضمن اينكه پس از جنگ نيز، توانست اقلام بسيار بيشتري را از طريق دلالان تهيه نمايد. پس از پايان جنگ با عراق، ايران، برنامهء صنعتي بسيار بزرگ و سنگيني را جهت ساخت قطعات هواپيماها جنگي و موشكهاي هوا به هوا آغاز كرد. هرچند كه برخي منابع بر اين اعتقاد هستند كه اف14 و فونيكس عملياتي ديگر در ايران وجود ندارد، اما مدارك انكارناپذيري دال بر ساخت قطعات حساس تامكتها و فونيكس‏ها، به صورت كاملن مخفيانه در ايران وجود دارد.


تعداد شکارهای انجام شده توسط فونیکس‏های ایرانی
تخمین زده می‏شود که در طی جنگ ایران و عراق، بین سالهای 1980 تا 1988، بر اساس گزارشات خلبانان هر دو طرف، فیلم‏های ثبت شده توسط دوربین‏های فیلم‏برداری متصل به مسلسل هواپیماها (Gun Cammera)، بررسی لاشهء هواپیماهای ساقط شده، جاسوسان محلی و شبکه‏های جاسوسی بین‏المللی ومنابع دیگر، تعداد 130 شکار قطعی به نام اف14 های نیروی هوایی ایران به ثبت رسیده است و برای 23 نبرد هوایی دیگر نیز احتمال داده می‏شود پیروزی از آن تامکت بوده باشد. بدین ترتیب حدود 153 شکار هوایی را می‏توان به نام تامکتهای ایرانی به ثبت رساند.

نیروی هوایی ايران (IRIAF)، بین 170تا 190موشک AIM-54A را در طول جنگ 8 ساله شلیک کرده است، که حدود 70 درصد آنها موفق به ساقط کردن هدف خود شده‏اند. به عنوان نمونه، می‏توان از چهار فروند MiG-23BN عراقی نام برد که توسط تنها یک موشک فونیکس ساقط شده‏اند، یا دو MiG-23 دیگر که تنها به ضرب یک فونیکس ساقط گشته‏اند.
با این اوصاف، در طول جنگ 8 ساله با عراق، حدود 90 % از موشکهای AIM-54A، توسط تامکتهای ایرانی بر علیه جنگنده‏ها و بمب‏افکن‏های عراقی شلیک شده‏اند. از این تعداد، 12 پیروزی از آن فونیکس‏هایی است که بر علیه جنگنده‏های سریع و بلندپرواز MiG-25 شلیکد و تعدادی نیز موفق به شکار بمب‏افکن‏های سنگین Tu-22 گشته‏اند. این آمار و ارقام، بسیار حیرت‏آور است، زیرا فونیکس آن هم نوع A، طبق دستورالعمل‏های کمپانی سازنده، تنها جهت اهدافی با جثهء بزرگ و کم‏تحرک مناسب است نه جنگنده‏های سریعی چون MiG-25 یا مانورپالاکی چون MiG-21 و Mirage F1. یکی از دلائلی که نیروی دریایی ایالات متحده را واداشت تا فونیکس را از خدمت خارج نماید، عدم کارایی این موشک در نبردهای نزدیک هوایی بوده است؛ اما وقتی آمار بدست آمده توسط نیروی هوایی ایران را بین سالهای 1980 تا 1988 بررسی می‏کنی، درمی‏یابیم که فونیکس، در فواصل نزدیک و کمتر از 10 مایل نیز به خوبی اسپارو و چه بسا بهتر از آن، عمل نموده است.

سرگرد علی، که از خلبانان باتجربهء اف14 نیروی هوایی ایران می‏باشد، متن زیر را که دربارهء استفادهء ایران از اف14 و موشکهای فونیکس نگاشته است، به عنوان حسن ختام، در اختیار شما دوستان خوب قرار می‏دهد.

«
وقتی به آمار ثبت شدهء این هواپیمای محبوب، نگاهی می‏اندازم، احساس می‏کنم به این هواپیما، دارای قابلیتهای بسیار استثنایی می‏باشد که آن را از سایر هواپیماهای شکاری متمایز می‏سازد. ما از تامکت به عنوان اسکورت جنگنده‏ها و تانکرها بهرهدیم و در بسیار از ماموریتها، تامکت، وظیفهء یک آواکس کوچک را برای محافظت هوایی و زمینی نیروهایمان، به انجام می‏رساند. هیچ سیستم دفاع هوایی، که مستحکم‏تر و موثرتر از تامکت باشد، وجود ندارد.

خلبانان نیروی هوایی ایران که همگی آموزش‏های خود را پیش از انقلاب سال 1979، زیر نظر استادان خلبان و باتجربهء نیروی هوایی ایالات متحده به انجام رسانده بودند، به خوبی قادر بودند در نبردهای نزدیک هوایی (Dogfight) شرکت کنند و از موشکهای سایدوایندر و مسلسل داخل هواپیما، بهره ببرند.

فواصلی که فونیکس قادر شده است حین آزمایشات، اهداف خود را منهدم نماید:
*
فواصل دور: حدود 140 کلیومتر
*
فواصل متوسط: بین 20 تا 70 کیلومتر
*
حداقل فاصله: 7.5 کیلومتر

تجارب جنگی ایالات متحده
در جریان وقایع خلیج سیدرا به سال 1981، دو فروند F-14A نیروی دریایی ایالات متحده، موفق به سرنگونی دو بمب‏افکن Su-22 لیبایی شدند. بسیاری تصور می‏کنند در این نبرد هوایی، تامکتها از موشکهای AIM-54 استفاده کرده‏اند، در حالی که نبرد در فاصلهء بسیار نزدیکی رویده بود و تامکتهای آمریکایی از موشکهای AIM-9 Sidewinder بهره گرفته بودند.

در نبرد دیگر هوایی که به سال 1989 در خلیج سیدرا روی داده بود، و تامکتهای آمریکایی در آن شرکت داشتند، موشکهای AIM-7 Sparrow و سایندوایندر شلیک شده بودند و بازهم استفاده‏ای از فونیکس نشده بود.
به جز تجاربی که به وسیلهء شلیک موشکهای فونیکس ایرانیان به ثبت رسیده است، تنها دو مورد استفاده از فونیکس در عملیات رزمی به ثبت رسیده است: اولین مورد به تاریخ 5 ژانویهء 1999 است که در جریان آن، دو فروند F-14D وارد نبرد هوایی با دو MiG-25 عراقی می شوند. مورد دوم، به تاریخ 9 سپتامبر 1999 با یک MiG-23 عراقی روی داده است. در جریان نبرد اول دو موشک AIM-54C و در مورد دوم، یک موشک شلیک می‏شود که هیچکدام موفق به شکار اهداف خود نمی شوند.

                                  


AIM-54C در اختیار ایران؟
در سالهای اخیر، گفته می‏شود تعدادی از موشکهای AIM-54C از طریق دلالان بازار سیاه به دست ایران رسیده اند و ایرانیان توانسته اند گونه های قدیمی AIM-54A را به نوع C تبدیل نمایند؛ ضمن اینکه گزارشاتی دال بر ساخت نوعی بومی موشک فونیکس توسط صنایع نظامی ایران رسید است که توانی مشابه AIM-54C را دارد. همچنین پس از بازنشست کردن تامکت و فونیکس در نیروی دریایی، حدس زده می‏شود به تاریخ ژانویه 2007، حدود 200 میلیون دلار از قطعات حساس، موشکهای AIM-54C و رادارهای موجود در انبار نیروی دریایی ایالات متحده، از طریق قاچاقچیان بازار سياه اسلحه، توسط ایران خریداری گشته است.

                                    


خصوصيات         

عملكرد: موشك دور برد هواپرتاب

سازنده: Hughes Aircraft Company/Raytheon Corporation

كشور سازنده: ايالات متحده آمريكا

پيشرانه: راكت سوخت جامد

طول:3.9 متر

قطر: 0.38 متر

برد: 184 كيلومتر                     

سيستم هدايت: Active radar homing/Semi-active

سرعت: 4.3 ماخ                        

كلاهك: 60 كيلوگرمي

دارندگان : آمريكا و ايران

منبع: وبلاگ ارتش ش ا ه ن ش ا ه ي ايران

نويسنده:دوست محترم بنده آقا رضا

+ نوشته شده در  شنبه 17 شهریور1386ساعت 0:53  توسط اميرحسام ملائي يگانه  | 

هارپون نیزه ی پوزیدون(AGM/RGM/UGM-84 Harpoon)

مقدمه
 
موشک هارپون یکی از معروفترین و قویترین سلاح های ضد کشتیست که با وجود عمر طولانی آن هنوز یکی از موشک های اصلی ضد کشتی در نیروی دریایی آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران است(هارپون به معنی نیزه ی شکار نهنگ است)
موشک هارپون بسور اختصاصی و تنها برای مقابله با کشتی ها ساخته شد و اولین بار به خدمت نیروی زمینی و دریایی آمریکا در آمد موشک هارپون بدلیل نیاز شدید نیرو های هوایی و دریایی در مدل های مختلف به تولید انبوه رسید بعدها موشکSLAM که به معنی (Stand-off Land Attack Missile) است از روی آن تولید گردید
در 1965 نیروی دریایی بصورت آزمایشی در قالب یک طرح پژوهشی بر روی موشک برای مقابله ی سطحی با زیر دریایی ها و با برد 45 کیلومتر شروع به بررسی نمود پس از نابودی رزم ناو اسرائیلی Eilat توسط دو ناوچه ی موشک انداز ساخت روسیه در 1967 احمیت این پروژه دوچندان شد چرا که نیاز به یک موشک ضد کشتی قوی در برابر اهداف سطحی بسیار حس میشد با سرعت گرفتن رشد پروژه در 1970 اولین نمونه ی هارپون تحت عنوان ZAGM-84A مورد آزمایش قرار گرفت با این وجود نتیجه ی آزمایشات رضایت بخش نبود در نتیجه سال بعد این قرار داد طی مناقصه ای به شرکت McDonnell-Douglas اعطا گردید بدنبال این امر مکدانل داگلاس طی مدت کوتاهی سه مدل مختلف از این موشک را تدوین نمود و سریعا اولین تست ها انجام شد نمونه ی اولیه در 1972 آزمایش شدمدل هایی که مکدانل داگلاس ارائه کرد به این ترتیب بود موشک هوا به دریا مدل پایه AGM-84A و موشک دریا به دریا RGM-84A و زمین به دریا UGM-84A ولی طرح ایراداتی نیز داشت از جمله برد کم در حالی که حد اقل نیاز به دامنه برد 90 کیلومتر می بود که بعدها اصلاح شد
اولین مدل در 1977 وارد خدمت شد و اولین نمونه هم نمونه ی دریا به دریا بود پس از آن اولین نمونه ی هوا به دریا (AGM-84A ) در 1979 بر روی هواپیما های P-3 اوریون نصب شد اولین نمونه ی زمین به دریا هم در 1981 وارد خدمت گردید

ATM-84A/RTM-84A /UTM-84A
-----------------------------------------------------------
در مدل پایه ی هار پون که در فاصله ی سالهای 1977 تا 1981 وارد خدمت گردید از موتور های توربوجت Teledyne/CAE J402 استفاده میشد که بردی تا 185 کیلومتر را در انواع هوا پرتاب به موشک می بخشید در انواع دریا پایه و زمین پایه از یک بوستر (راکت) با سوخت جامد نیز استفاده میشد (از مدل A/B44G-2 یا 3) در این مدل ها برد به 140 کیلومتر میرسید
پس از شلیک موشک به سمت هدف موشک در سه محور توسط هواپیما یا ناو یا پایگاه لانچر کنترل میشود البته موظک از یک سیستم کنترلی AN/DSQ-44 نیز بشکل کمکی استفاده می نمود البته این سیستم با یک سیستم مکانیابی بصورت تجربی نیز پشتیبانی میشد که خیلی قابل اعتماد نبود با این وجود عملکر آن در انواع پایه مثبت بود این موشک از 4 باله ی صلیبی برای کنترل وضعی وتعادلی خود استفاده مینمود همچنین از یک رادار مکایابی هدف AN/DSQ-28 فعال در باند J که نیاز مند قفل مستقیم روی هدف و اصلاح از مبدا بود با این وجود استفاده از این سیستم در میادین جنگ ریسک زیادی داشت چرا که شدیدا در برابر تجهزات جنگ الکترونیک آسپب پذیر بود به همین دلی در بیشتر موارد رادار روشن نمی شد کلاهک موشک در انواع هواپرتاب قابلیت جستجوی هدف در شعاع +/-45 درجه را داشت و از کلا هک های WDU-18/B (221 کیلوگرمی) استفاده مینمود
مدل RGM-84A از لانچر های سبک MK 140 یا استاندارد MK 141 و بعدها از MK 112 یا MK 26 نیز استفاده شد این مدل از بالچه های جمع شو و فلپ های باز شونده ی اضطراری در هنگام شلیک بهرمند است و معمولا برای کنترل آن کشتی ها از سیستم کنترل آتش AN/SWG-1 استفاده مینمودند

UGM-84B , AGM-84B, RGM-84B
------------------------------------------------------------
این مدل به سفارش نیروی دریایی انگلیس از روی مدل A طراحی شد این موشک در نیروی دریایی انگلیس GWS-60 خوانده میشد

AGM-84C, RGM-84C , UGM-84C
------------------------------------------------------------
این مدل که در نیروی دریایی آمریکا به Harpoon Block 1B معروف بود در 1982 وارد خدمت شد این موشک همانند مدل در خدمت نیروی دریایی انگلیس می توانست در سطح کمی از دریا بسوی هدف حرکت کند و این به مشکل شدن یافتن آن کمک میکرد
توجه مدل های ATM آموزشی هستند

AGM-84D, RGM-84D, UGM-84D
-----------------------------------------------------------
هارپون Block 1C یا همان مدل D با برد افزوده شده تا 220 کیلومتر با سوخت JP-10 در 1985 وارد خدمت شد در این مدل سیستم تدابیر متقابل ECCM تقویت شد و به سطح قابل قبولی رسید و با سیستم کنترل آتش AN/SWG-1A کنترل میگردید مدل RGM-84D بطور غیر مستقیم بسمت هدف حرکت مینمود که برای اختفا ی بیشتر محل لانچر از این روش استفاده می شد

AGM-84E, RGM-84E
------------------------------------------------------------
این موشک هما موشک معروف به اسلم است یا همان Block 1E SLAM در واقع این مدل موشکی به معانی واقعی جدید بود موشکی با دقت بالای هدف گیری اهداف زمینی در این مدل از سر جنگی WGU-10/B IIR مورد استفاده در موشک های AGM-65 ماوریک و سیستم انتقال داده ی مورد استفاده در موشک های AGM-62 Walleye استفاده شد طرح گسترش و ساخت اسلم از سال 1986 برای پروژه ی موشک حمله ی دقیق( TSSAM ) طراحی و گسترش یافت و اولین نمونه ی آن در 1988 آزمایش شد و در سالهای 90 و 91اولین آزمایش رزمی خود را در عملیات طوفان صحرا تجربه کرد(توجه این نمونه علاوه بر قابلیت حمله به اهداف دریایی قابلیت حمله به اهداف زمینی هم داشت)
بعد ها که طرح TSSAM کنسل شد طرح اسلم که تا اینجا یک طرح موقتی بود اولویت یافت این موشک از یک سیستم مختصات یاب برای یافتن هدف بهره میبرد که در 60 ثانیه یه پایانی کنترل آن به سیستم انتقال داده انتقال می یافت(سیستم AN/AWW-13 نصب بر روی هواپیمای شلیک کننده)
که این امکان تصویر بداری هوایی از محل برخورد و مکان هدف را میداد(این موشک مانند ماوریک در نوک به یک دوربین مجهز بود)
تنها مدل دیگری که از اسام ساخته شد RGM-84E سی اسلم بود که بعد ها پس از چند آزمایش کنسل شد
شاید تنها ایراد این مدل برد کم آن بود تنها 93 km برد داشت)

AGM-84F, RGM-84F
--------------------------------------------------------------
این موشک که مدل Block 1D بود این مدل بلند تر و سنگین تر از مدل های قبلی بودو برد بیش از 315 km داشت و همچنین با سوخت داخلی بیشتر چرا که برای استفاده ی در درجه ی اول توسط زیر دریایی ها طراحی گردید و مدل زمین به دریا از آن تولید نشد سوخت اضافه ی آن این امکان را میداد که در صورتی که در میانه ی شلیک و حرکت به سوی هدف هدف گم شد رادار آن وقت کافی برای هدف یابی و حمله ی مجدد داشته باشد این مدل در 1989 وارد خدمت شد بسیاری از مدل های Block 1C به این مدل ارتقاع یافتند

AGM-84G, RGM-84G, UGM-84G
-----------------------------------------------------------
مدل Block 1G در واقع مدل آپگرید شده و کارامد تر Block 1C بودکه قابلیت حمله ی مجدد و همچنین سیستم جدید ECCM روی آن نصب شد


AGM-84H SLAM-ER
-----------------------------------------------------------------
این مدل اسلم از روی AGM-84E تکمیل شدتکمیل آن از 1994 تا 1997 به طول انجامید و در1998 وارد خدمت شد این مدل دارای بالهایی بزرگ شبیه به موشک های کروز تاماهاوک بود و از یک کامپیوتر ماموریتی جدید AN/DSQ-61 استفاده میکرد با کانال های جدید گیرنده ی GPS با سیستم انتقال اطلاعات با برد بیشتر و مقاوم در برابر پارازیت
برای این مدل نرم افزار های جدیدی طراحی شد که کنترل آن را برای کاربر رادار راحت تر میکرد این مدل از یک دوربین به همراه کلاهک WDU-40/B با وزن 360 کیلوگرمی استفاده مینمود و بیشینه برد 280 کیلومتر را داشت

RGM-84J
-------------------------------------------------------------------
در سال 1996 مکدانل داگلاس (واپسین سالهای این شرکت) مدلی از هارپون تحت عنوان هارپون 2000 که بعدها Harpoon Block 2 نامیده شد را روانه ی بازار کرد که بعدها به یک سیستم جدید GPS با یک رادار جستجو گر و سیستم تدابیر متقابل مجهز شد
البته Harpoon 2000"/Block 2 هیچگاه به معنای واقعی تولید نشد تنها برخی جنبه های آن در انواع در خدمت اعمال شد

AGM-84K
---------------------------------------------------------------------
این نمونه جدید ترین آپگرید مدل AGM-84H است که با سیستم اطلاح شده و سخت افزار و نرم افزار بهینه شده در سال 2001 آماده شد و در 2002 وارد خدمت شد این موشک به بسیاری از کشور ها از جمله امارات کره جنوبی تایوان و مصر صادر گردید و عملا یک مدل صادراتی بود البته در کره تحت نام AGM-84L به تولید انبوه رسید

تا کنون بیش از 7000 موشک هار پون و 1000 موشک اسلم تولید شده و تقریبا هارپون مورد اعتماد ترین موشک موشک ضد کشتیست البته رقبای قوی از روسیه و چین دارد اما تجریبیات داغ جنگی آن به آن برتری میدهد و تا آینده ای قابل پیشبینی در میدان خواهد بود.
 

● منبع: designation-systems.net/pakdef.info
نویسنده: محمدحسین جهان پناه
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 11:32  توسط اميرحسام ملائي يگانه  | 

اطلاعیه

 
با توجه به نظرسنجی انجام شده و نظر به اینکه مراجعه کنندگان محترم رای به ارایه مقالاتی در زمینه موشک های هواپایه در وبلاگ را داده اند مقالاتی با این موضوع در وبلاگ قرار داده خواهد شد.
با تشکر مدیریت وبلاگ
+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 23:20  توسط اميرحسام ملائي يگانه  | 

معرفی انواع سیستم های هدایتی موشک ها

مقدمه
 
در حال حاضر نیروهای مسلحی در جهان حرفی برای گفتن دارند که به پیشرفته ‏ترین موشکها مسلح باشند. لازم نیست که کارشناس نظامی و یا تسلیحاتی باشید تا ‏بتوانید تاثیر موشکها را بر چهره میدانهای جنگ امروزی ببینید.‏
زمانی نبرد ناوها دارای 9-12 قبضه توپ کالیبر 400 تا 550 میلیمتری بودند و بر ‏دریا ها سلطنت می کردند. توپهای عظیم این نبرد ناوها دارای برد بیش از 30 ‏کیلومتر بودند. امروزه، یک فروند ناوچه کوچک با یک موشک ضدکشتی هارپون با ‏برد 120 کیلومتر به مراتب از نظر برد، دقت و زمان واکنش موثرتر از یک فروند ‏نبرد ناو است.می توان گفت یک ناوچه موشک انداز می تواند نبرد ناوی همچون ‏نبرد ناوی همچون نبرد ناو میسوری را با 9 قبضه توپ 406 میلیمتری به راحتی ‏غرق کند زیرا دارای تسلیحات دقیقتر و دوربردتری است.البته به یاد داشته باشید که ‏دیگر در هیچ نقطه ی جهان نبرد ناوها به صورت عملیاتی خدمت نمی کنند و ‏جملگی از سرویس خارج شده اند.‏
زمانی جنگنده هایی چون هلکت و موستانگ با مسلسلهای 12.7 میلیمتری خود باید ‏تا 300 متری به جنگنده دشمت از پشت نزدیک می شدند تا بتوانند آن را با گلوله ‏های مسلسل خود سرنگون کنند.امروزه، خلبان ‏F15‎‏ آمریکایی و سوخوی 27 ‏روسی با موشکهای خود از فواصل بالای 30 کیلومتر جنگنده دشمن را سرنگون می ‏کنند و نیازی به خطر کردن و جنگ هوایی نزدیک نمی بینند.‏
امروزه، نیازی به توپهای ضدزره سنگین و بدقواره جنگ دوم جهانی نیست و یک ‏فروند موشک اریکس می تواند یک سرباز پیاده را تبدیل به دشمنی مخوف برای ‏تانکهای دشمن کند.‏
صد سال پیش برای دسترسی به پایتخت و شهرهای مهم دشمن یکی از دو طرف ‏نبرد باید آنقدر دشمن را به عقب می راند تا به شهرهای مهم او دست پیدا ‏کند.امروزه، موشکهای بالستیک و کروز می توانند دورترین دشمن را مورد هدف ‏قرار دهند. هواپیماها، ناوها، بالگردها، سربازان پیاده و شبکه پدافند هوایی بدون ‏موشکها هیچ نیستند. در نبردهای آینده آنکه موشک بیشتر و کارآمد تری داشته باشد ‏توان بهتری در تهاجم و دفاع دارد. در این مجال اندک به انواع مختلف سیستمهای ‏هدایت نصب شده بر روی موشکها می پردازیم. باشد که عزیزان خواننده با سلاح ‏هایی که چهره میدانهای جنگ را تغییر دادند بیشتر و بهتر آشنا شوند.‏
 
هدایت سیمی
 
روش هدایت با سیم از قدیمی ترین روشهای ابداع شده برای هدایت موشک ها است. ‏این روش هدایت، بسیار پرآوازه و مطمئن برای هدایت موشکهای ضد تانک است ‏در این روش، هدایت موشک ها از نظر عملکرد چه مدل دستی و چه نمونه های ‏موجود نیمه خودکار با روش هدایت رادیویی فرق چندانی ندارد و تنها فرامین تغییر ‏مسیر موشک به امواج رادیویی، به کمک سیم متصل شده به موشک به آن منتقل ‏می شودند.دو رشته سیم از یک طرف به پرتاب کننده و از طرف دیگر به موشک ‏وصل شده و دستورهای هدایتی از طریق این سیمها به موشک منتقل می شوند.‏
امروزه تمامی موشکهای ضد تانک موجود نیمه خودکار بوده و شلیک کننده تنها ‏کافی است که که سایت هدفگیر را تا زمان برخورد بر روی هدف نگاه دارد و ‏هدایت موشک بر عهده سایت هدفگیری که مجهز به یک حسگر فروسرخ است می ‏باشد.یکی از برتری های هدایت سیمی نسبت به هدایت رادیویی، عدم امکان ایجاد ‏اختلال بر روی فرامین انتقالی از سیم است.موشکهای ضدتانک تاو آمریکا، اریکس ‏فرانسه و بیل سوئدی از جمله موشک های معروف هدایت سیمی هستند.
 
هدایت رادیویی

روش هدایت رادیویی در نسل اول موشکهای هوا به زمین و موشکهای ضدتانک ‏هدایت شونده به کار برده شد.این روش هدایت از زمان جنگ جهانی دوم بر روی ‏بمبها و موشک ها مورد استفاده قرار می گرفت و باید آن را قدیمی ترین روش ‏هدایت موشک دانست.در این روش، خلبان و یا شلیک کننده باید موشک را تا زمان ‏برخورد به هدف در دید خود نگه دارد.یعنی خلبان باید پس از پرتاب، موشک و ‏هدف را در یک راستای مستقیم قرار دهد و با استفاده از دسته هدایت که در اختیار ‏شلیک کننده است به وسیله امواج رادیویی فرستاده شده برای موشک، موشک را به ‏طرف هدف هدایت کند.این روش دقیقا مانند کنترل کردن یک هواپیمای کنترل از راه ‏دور می باشد.‏
در روش هدایت دستی، شلیک کننده با نگاه کردن به شعله انتهای موشک و یا چراغ ‏چشمک زن نصب شده در عقب موشک، موشک را به طرف هدف هدایت می کرد. ‏در مدلهای پیشرفته تر ماننده موشک ضد تانک ‏AT-6‎‏ روسی روش هدایت رادیویی ‏نیمه خودکار شده است.یعنی شلیک کننده تنها سایت هدفگیری را بر روی هدف قرار ‏می دهدو سایت هدفگیر با حس کردن شعله انتهای موشک،موشک را به کمک امواج ‏رادیویی به طرف هدف هدایت می کند.این سیستم بر روی موشکهای ضد تانکی ‏چون آتی4 روسی، موشکهای هوا به زمین آاس7 روسی و بولپاپ آمریکایی مورد ‏استفاده قرار گرفته است.امروزه، دیگر این روش برای هدایت موشکها و یا بمب ها ‏مورد استفاده قرار نمی گیرد و منسوخ شده است.‏
 
هدایت فروسرخ
 
هدایت فروسرخ یک هدایت داخلی و خود مختار است که نیاز به منبع خارجی برای ‏تکمیل هدایت موشک ندارد. در این روش، حسگر نصب شده بر روی دماغه موشک ‏بعد از شلیک، اقدام به جستجوی محیط رو به روی خود برای پیدا کردن منبع ‏گرمایی برای قفل کردن بر روی آن می کند. این منبع گرمایی می تواند خروجی ‏گرم هواپیما، بالگرد و یا یک موشک کروز باشد.‏
سیستم کاونده فروسرخ تنها می تواند محیط روبروی خود را جستجو کند و یکی از ‏امتیازات آن این است که خلبان و یا شلیک کننده بعد از قفل و شلیک موشک می ‏تواند اقدام به شلیک موشک دیگر و یا ترک محل کند. موشک به کمک سیستم ‏فروسرخ درون خود و به کمک بالچه های هدایت به طرف هدف هدایت می شود.‏
اولین موشک فروسرخ عملیاتی جهان، موشک هوا به هوای سایدویندر آمریکایی ‏بود.نسل نخست این موشکها را تنها می شود از نیم کره پشتی به طرف خروجی ‏موتورهواپیما قفل کرد ولی امروزه با افزایش حساسیت کاونده های فروسرخ می ‏توان این موشک ها را از روبرو نیز بر روی هدف قفل کرد.‏
موشک های هدایت فروسرخ را می توان با استفاده از تمهای فریب دهنده گرم که ‏مانند منور بوده و گرمایی زیاد از خود متصاعد می کنند فریب داد. خلبانان بالگرد و ‏جنگنده بلافاصله بعد از هشدار سیستم ‏ECM‏ مبنی بر نزدیک شدن موشک اقدام به ‏شلیک دستی و یا خود کار شراره می کنند‎.‎
برخی از وسایل پرنده داری سیستم تشخیص نزدیک شدن موشک هستند. این سیستم ‏با حس کردن شعله خروجی موتور موشک که به پرنده نزدیک می شود هشدار لازم ‏را به خلبان می دهد ولی از آنجایی که برای شلیک موشکهای فروسرخ نیازی به قفل ‏رادار بر روی هدف نیست، در اکثر مواقع هدف بدون دریافت هیچ گونه هشداری ‏مورد اصابت قرار می گیرد. برد کاونده فروسرخ این گونه موشک ها برای کشف ‏منبع گرمایی کم بوده و اغلب کمتر از 20 کیلومتر است.از این رو، این روش هدایت ‏به صورت گسترده ای برای هدایت موشک های کوتاه برد هوا به هوا و موشک ‏های پدافند هوایی کوتاه برد و شانه پرتاب مورد استفاده قرار می گیرد.‏
عدم نیاز به تجهیزات جانبی، این سیستم را به یک روش هدایت کارآمد برای استفاده ‏در سلاح های قابل حمل توسط نفر تبدیل کرده است. موشکهای هوا به هوای ‏فروسرخ ‏K74‎‏ روسی، سایدویندر آمریکایی، پایتون4 اسراییلی و موشک های زمین ‏به هوای راپیر انگلیسی، استیگر آمریکایی و سام 18 روسی از جمله برترین ‏موشکهای هدایت فروسرخ در جهان هستند.‏
 
هدایت رداری نیمه فعال(آشیانه یاب نیمه فعال رادرای)‏
 
این روش هدایت که از اواسط دهه 50 بر روی موشکهای هوا به هوا و زمین به ‏هوا نصب شد در واقع به تکمیل رادارهای داپلر به وجود آمد. در این موشکها، ابتدا ‏رادار جنگنده و سایت پدافند هوایی بر روی هدف قفل شده و پس از شلیک موشک، ‏رادار کوچک موشک امواج منعکس شده از هدف را دنبال کرده و با تصحیح مسیر، ‏خود را به هدف می رساند.این روش هدایت این امکان را به خلبان می داد تا با ‏استفاده از موشکهای هوا به هوای میان برد و یا دور برد اهداف مورد نظر خود را ‏از فاصله بیش از 18 کیلو متر با شلیک یک یا دو موشک مورد هدف قرار داده و ‏از درگیری پر التهاب و پیچ در پیچ در جنگ نزدیک هوایی خودداری کند.‏
از جمله عیوب این روش هدایت هدایت به ویژه برای جنگنده ها این است که برای ‏رسیدن موشک به هدف باید تا آخرین لحظه اصابت، رادار هدایت کننده بر روی ‏هدف قفل باشد و به هر دلیلی که امواج رادار به موشک نرسند مانند مانور جنگنده ‏شلیک کننده و یا کم شدن انرژی رادار موشک به هدف برخورد نمی کند. جنگنده ‏بعد از شلیک موشک نمی تواند اقدام به ترک صحنه نبرد و باید تا لحظه برخورد ‏موشک به هدف در منطقه باقی بماند.در چنین مواردی در اصطلاح تاکتیکی جنگنده ‏بی دفاع است.‏
از طرفی با افزایش برد موشک، امواج رادار نیز باید مسافت دورتری را طی کنند ‏که سبب کاهش قدرت امواج رادار در مسافت های زیاد می شود.از این رو نمی ‏توان از این روش هدایت در موشک های با برد زیاد استفاده کرد.البته تا کنون ‏موشک های با برد 120 کیلومتر نیز با استفاده از این روش هدایت ساخته شده اند.‏
در ضمن می توان با استفاده از سیستم های جنگ الکترونیک و ایجاد اختلال، مانع ‏رسیدن امواج رادار جنگنده به موشک شد، اما نه همیشه.‏
امروزه دیگر موشک های هوا به هوا با این روش هدایت تولید نمی شوند ولی ‏ساخت موشک های پدافندی با این روش همچنان ادامه دارد. موشک های هوا به ‏هوای اسپارو آمریکایی و آر27آر روسی و موشک های زمین به هوای هاوک و ‏پاتریوت آمریکایی از جمله موشک های هدایت راداری نیمه فعال معروف جهان ‏هستند.‏
 
هدایت راداری فعال
 
این روش هدایت از سال 1970 برای موشک های ضد کشتی و هوا به هوای دور ‏برد و میانبرد مورد استفاده قرار گرفته است. این موشکها، خود داری یک دستگاه ‏رادار کوچک برای رهگیری و اصلاح مسیر به طرف هدف هستند. رادار جنگنده و ‏یا ناو شلیک کننده در ابتدا هدف را کشف و روی آن قفل می کند. پس از آن، ‏مختصات هدف به موشک منتقل شده و موشک به طرف محدوده هدف شلیک می ‏شود. موشک، مسیر از پرتاب کننده تا نزدیکی هدف را به صورت اینرسی هدایت ‏شده و بعد از کشف هدف توسط رادار موشک به روش هدایت راداری آشیانه یاب به ‏طرف هدف حرکت می کند.‏
از جمله امتیازات این روش این است که جنگنده و یا سیستم شلیک کننده بعد از ‏شلیک می تواند منطقه را ترک کرده و یا مانورهای مورد نظر خود را اجرا کند و ‏موشک بدون نیاز به رادار جنگنده و یا ناو به طرف هدف حرکت می کند. این روش ‏در موشک هایی با برد بلند بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. موشک های ضد ‏کشتی از جمله استفاده کنندگان این روش هدایت هستند. البته در مورد موشک های ‏کوتاه بردتر ضد کشتی مانند سی ایگل انگلیسی از هدایت رادار نیم فعال استفاده می ‏شود.‏
موشک های هوا به هوای آر77 روسی، فونیکس آمریکایی و موشک های ضد ‏کشتی اگزوست فرانسوی و هارپون آمریکایی از جمله موشک های راداری فعال می ‏باشند. موشک آمرام آمریکایی در 15 کیلم متری آخر به صورت هدایت راداری ‏فعال عمل می کند و تا رسیدن به این مسافت به صورت نیم فعال پرواز می کند.
 
هدایت راداری
 
این روش بر روی نسل نخست موشکهای زمین به هوا و بیشتر در موشک های ‏روسی نصب شد. موشک های سام 2و3و4 از جمله موشک های هدایت راداری ‏معروف جهان هستند.‏
در این روش هدایت، موشک شلیک شده برای اصابت به هدف از سه رادار استفاده ‏می کند. این رادار ها عبارتند از رادار کشف کننده هدف، رادار هدایت و رادار ‏ارتفاع یاب. یکی از رادارها هدف را کشف کرده و دیگری موشک را رهگیری می ‏کند و اطلاعات این دو رادار به وسیله سیستم هدایت کننده جمع بندی می شود و ‏موشک را تا زمان برخورد به هدف اصلاح مسیر می کند. به صورت معمول امواج ‏تغییر مسیر و اصلاح مسیر به موشک به کمک امواج رادیویی فرستاده می شود.‏
از جمله اشکالات این روش می توان به آسیب پذیری زیاد موشک در مقابل ‏اختلالات الکترونیکی و قطع امواج رادیویی ارسال شده از رادار هدایت اشاره ‏کرد.از طرفی، انهدام هر یک از 3 رادار سیستم باعث از کار افتادن تمامی سیستم ‏می شود.این موشکها معمولا از آنجایی که آن قدر دقیق نبودند که به هدف به ‏صورت مستقیم بر خورد کنند دارای چاشنی های مجاورتی هستند.در حال حاضر ‏دیگر از از این روش هدایت برای هدایت موشک ها استفاده نمی شود و این روش ‏کهنه و متروک شده است.
 
هدایت تلویزیونی

در موشک های و بمب های هدایت تلویزیونی، یک دوربین بر روی دماغه موشک ‏قرار دارد که شلیک کننده با زدن سوئیچ مربوطه روپوش دوربین برداشته و دوربین ‏شروع به تصویر برداری از محیط روبروی خود می کند. کاربر و یا خلبان تصاویر ‏گرفته شده را همزمان در مانیتور خود مشاهده می کند و با درشت نمایی تصویری، ‏علامت هدفگیری را بر روی هدف قرار داده و دوربین را بر روی هدف قفل می ‏کند. موشک پس از شلیک به صورت مستقل به طرف هدف هدایت می شود. این ‏روش هدایت مانند هدایت فروسرخ یک روش هدایت درونی است و نیازی به هدایت ‏خارجی نداشته و شلیک کننده بعد از شلیک می تواند اقدام به شلیک موشک دیگر و ‏یا ترک منطقه کند.‏
این روش هدایت برای اولین بار در بمب والی در ویتنام توسط نیروی دریایی ‏آمریکا استفاده شد.اولین موشکی که از این روش هدایت برای آن استفاده شد موشک ‏ماوریک آمریکایی بود. این روش هدایت به طور معمول برای هدایت بمب ها و ‏موشک های هوا پرتاب استفاده می شود و البته بیشتر برای بمبها.از جمله امتیازات ‏این روش هدایت عدم نیاز به هدایت خارجی، مقاومت بیشتر در مقابل اختلالات ‏الکترونیکی و سادگی عملکرد آنها است.معمولا تطبیق دادن این گونه سلاح ها بر ‏روی هواپیماها و نه بالگرد ها به لوازم جانبی کمتری نسبت به سیستم هدایت لیزری نیاز دارد. در نمونه های اولیه بمب های تلویزیونی، بمب بعد از پرتاب ارتباطش با ‏هواپیما قطع می شد ولی در نمونه های بعدی، بمب تصاویر گرفته شده توسط ‏دوربینش را برای خلبان ارسال می کرد تا خلبان شاهد برخورد دقیق بمب به هدف ‏باشد. از این رو خلبان می تواند تصاویر برخورد بمب را از زمان پرتاب تا زمان ‏برخورد موشک به هدف به صورت کامل ببیند. شاید شما نیز این تصاویر را که ‏توسط خلبان های هواپیما های جنگی ضبط شده اند در تلویزیون دیده باشید.‏
نمونه های اولیه این نوع بمب ها دارای سیستم هدایت تلویزیونی ساده ای بودند. به ‏همین دلیل آنها تنها برای انجام بمباران های دقیق در روز مناسب بودند. در مدل ‏های جدید تر، این نوع موشک ها به دوربین های فروسرخ مجهز شدند و از این رو ‏از توانایی حمله شب نیز برخوردار شدند.‏
افزایش برد بمب ها و موشک ها این مسئله را به وجود آورد که خلبان باید با ‏دوربین سلاح هدف را کشف و بر روی آن قفل کند. نسل دوم این سلاح ها این ‏امکان را در اختیار خلبان ها قرار داده اند که خلبان بتواند بمب را از مسافتی دور به ‏طرف هدف پرتاب کرده و بعد با کمک تصاویر ارسالی هدف را کشف و منهدم ‏نماید. همچنین خلبان می تواند با نگاه به نمایشگر درون کابین و دیدن تصاویر ‏ارسالی هدایت بمب را به صورت دستی نیز انجام دهد. موشک های دارای تصویر ‏بردار فروسرخ به طور معمول به واسطه دارا بودن سیستم فروسرخ دارای سیستم ‏تعقیب خودکار هدف هستند.‏
این روش هدایت طی دو دهه گذشته بر روی موشک های ضد تانک نصب شده و ‏موشک های ضد تانکی چون جاولین و اسپایک از جمله موشک های ضد تانک ‏دارای هدایت تصویر برداری فروسرخ هستند. امروزه دیگر روش هدایت تلویزیونی ‏در موشک ها مورد استفاده قرار نمی گیرد ولی به صورت گسترده ای از روش ‏هدایت تصویر برداری فروسرخ استفاده می شود که توان انجام عملیات شبانه را به ‏صورت محسوسی افزایش داده است.همچنین برخی از موشک های کروز و موشک ‏های دور برد هوا به زمین از روش تصویر بردار فروسرخ به عنوان هدایت مرحله ‏پایانی پرواز استفاده می کنند. موشک های هوا پرتاب کااچ27 روسی (با هدایت ‏تلویزیونی)و آجی ام 65 آمریکایی (با هدایت تصویر بردار فروسرخ) از جمله موش ‏های هوا پرتاب معروف هستند.‏
 
هدایت لیزری
 
این روش هدایت همزمان با هدایت تلویزیونی توسط نیروی هوایی آمریکا در ویتنام ‏به کار رفت. خلبان بعد از ورود به منطقه هدف، دوربین غلاف لیزری خود را ‏روشن می کند. تصاویر دوربین در نمایشگرهای جلوی خلبان به نمایش در می آید.‏
خلبان با جستجوی هدف و نشانه گذاری هدف توسط علامت هدفگیری که معمولا ‏علامت + می باشد اقدام به قفل کردن سیستم از طریق دوربین بر روی هدف می ‏کند. پس از آن یک پرتو لیزر به وسیله غلاف هدفگیری به هدف تابانده شده و ‏منعکس می شود. موشک دارای یک حسگر لیزری بر روی دماغه است و به کمک ‏این حسگر امواج لیزر منعکس شده از هدف را کشف کرده و این امواج را تعقیب ‏می کند.از این رو، این روش را گهگاه روش هدایت آشیانه یاب لیزری نیز می ‏نامند. قفل نگه داشتن لیزر برروی هدف کاملا خودکار بوده و نیازی به شلیک کننده ‏ندارد. دوربین تا لحظه برخورد از هدف فیلمبرداری کرده و آن را به خلبان نشان ‏می دهد. احتمالا تصاویری را از تلویزیون دیده اید که یک علامت + بر روی یک ‏ساختمان قرار دارد. به ناگاه ساختمان منفجر شده، و دود سیاهی تصویر را پر می ‏کند. این تصاویر متعلق به غلاف هدفگیری موشکهای لیزری است.در ابتدا این ‏سیستم هدایت تنها در بمبها و موشک ها بکار می رفت ولی با کوچکتر شدن غلاف ‏های هدفگیر لیزری این سیستم هدایت بر رو انواع سلاح های ضد تانک و پدافند ‏هوایی کوتاه برد نیز به کار رفت.‏
بمبهای سری پیوری1 که از سال 1967 در ویتنام بکار رفتند اولین سلاح های ‏هدایت لیزری جهان هستند.‏
جنگنده-بمب افکنهای ‏F-111‎‏ و‏F-4D ‎‏ در جنگ ویتنام بیشترین بمباران توسط بمب ‏های بمب های هدایت لیزری را انجام دادند. موشک ضد تانک هل فایر از اولین ‏موشک های ضد تانک جهان با هدایت لیزری بود که برروی بالگرد آپاچی نصب ‏شد. و امروزه به صورت گسترده ای بر روی دیگر بالگردها نیز نصب می شود.‏
با وجود دقت بالا، بمب های لیزری عملکرد نا مطلوبی در آب و هوای بد (مانند ‏باران و برف) دارند. و دقت این سلاح ها به صورت چشمگیری در شرایط نامساعد ‏جوی کاهش می یابد.همچنین ایجاد اختلال بر روی بمب های لیزری به مراتب آسان ‏است.می توان با ایجاد اختلال، مانع رسیدن امواج لیزر منعکس شده از هدف به ‏موشک شد و باعث به خطا رفتن موشک ها شد. از این رو، همواره فرماندهان ‏نظامی خواستار داشتن سلاح های هدایت تلویزیونی می باشند چرا که موشک های ‏هدایت تلویزیونی پس ار پرتاب دیگر نیازی به هدایت خارجی ندارند و به این دلیل ‏منحرف کردن آنها غیر ممکن است.‏
یکی دیگر از عیوب بزرگ سلاح های لیزری نیاز آنها به هدایت و قفل نگه داشتن ‏لیزر به طرف هدف است.این پرتو باید بر روی هدف باقی بماند تا بمب بتواند هدف ‏خود را جستجو کند. از این رو خلبان (یا شلیک کننده موشک های ضد تانک زمین ‏پرتاب) بعد از پرتاب موشک نمی تواند دور زده و منطقه را ترک کند بلکه باید ‏ارتفاع خود را بیشتر کرده و قفل لیزری را برروی هدف قرار دهد. هر مسئله ای که ‏باعث قطع پرتو لیزر تابانده شده بشود باعث به خطا رفتن بمب می شود. این در ‏حالی است که سلاح های تلویزیونی پس از پرتاب کاملا خودکار بوده و خلبان می ‏تواند منطقه هدف را ترک کرده و یا هدف دیگری را مورد حمله قرار دهد.‏
با موشک های لیزری تنها می توان در یک زمان به یک هدف حمله کرد گرچه می ‏توان چند بمب را بر ضد یک هدف نیز مورد استفاده قرار داد.بر خلاف آنها، در ‏بمبهای تلویزیونی باید برای پرتاب دو بمب به طرف یک هدف هر دو بمب را به ‏صورت جدا از یکدیگر هدفگیری کرد.‏
یکی از امتیازات سلاح های لیزری این است که می توان بمب را توسط یک هواپیما ‏پرتاب و توسط یک هواپیمای دیگر هدایت کرد. برای نمونه، سوپراتانداردهای ‏نیروی دریایی فرانسه که از سال 1996 از توانایی حمل بمبهای‏‎ ‎‏ لیزری ‏GBU-12‎ برخوردار شدند معمولا به صورت دو فروندی یکی با غلاف هدفگیر لیزری و ‏دیگری با 2 بمب لیزری پرواز می کنند. یکی از سوپر اتاندارد ها هدف را نشانه ‏گذاری کرده و دیگری با سرعت وارد محدوده برد بمب می شود و بمب خود را ‏پرتاب کرده و منطقه عملیات را ترک می کند. این ترکیب در زمان جنگ اول خلیج ‏فارس توسط بمب افکنهای بوکانیر نیروی دریایی انگلستان و تورنادوهای نیروی ‏هوایی انگلیس مورد استفاده قرار گرفت.‏
از طرف پرتو های لیزری ارسال شده دارای کد خاص خودشان (اثر انگشت) می ‏باشند. بمب لیزری قبل از پرتاب با این کد ها آشنا می شود وتا پس از پرتاب شدن به ‏دنبال پرتوی لیزری منعکس شده از غلاف هدفگیری مربوط به خود برود. از این ‏رو می توان در یک منطقه تعداد زیادی بمب به طرف یک هدف نشانه گیری کنند و ‏موشکها از یک بالگرد در آسمان شلیک شود. موشک ضد تانک آتی 14 کارنت ‏روسی که می توان آن را از پیشرفته ترین موشک های ضد تانک جهان نامید دارای ‏هدایت لیزری نیمه خودکار است و شلیک کننده باید تا زمان برخورد موشک به ‏هدف، هدفگیر را برروی هدف قرار دهد. به دلیل محدوده برد کم پرتوی لیزری این ‏گونه روش هدایت برروی سلاح های با برد زیر20 کیلو متر استفاده می شود.با ‏وجود این سلاح های هدایت لیزری هنوز دقیقترین سلاح های هدایت شونده جهان ‏هستند. موشک های هوا پرتاب ماوریک آمریکایی، کااچ27ال روسی، موشک های ‏ضد تانک هلفایر آمریکایی، تریکات اروپایی و ویخر روسی و موشک پدافند کوتاه ‏برد آراس بی 70 سوئدی از جمله تسلیحات معروف لیزری جهان می باشند.‏
 
هدایت اینرسایی
 
این سیستم هدایت را باید از جمله نخستین سیستم های هدایت موشک حساب کرد که ‏در جنگ جهانی دوم برای اولین بار توسط موشک های بالستیک وی2 و کروز ‏وی1 مورد استفاده قرار گرفت. سیستم هدایت اینرسی یک سیستم هدایت درونی است ‏که به صورت گسترده ای بر روی موشک های بالستیک و یا موشک کروز به ‏عنوان هدایت مرحله میانی پرواز استفاده می شود و دقت این سیستم به دقت ‏مختصات هدف بر می گردد.‏
در این سیستم، با استفاده از چند ژیروسکوپ و شتاب سنج که تعداد آنها در موشک ‏های مختلف متفاوت است شتاب و میزان غلت و زاویه حرکت موشک را تعیین می ‏کنند. بر اساس این اطلاعات می توانند موقعیت موشک را نسبت به مکان شلیک و ‏نسبت به مختصات هدف موجود در حافظه موشک مقایسه کنند.‏
ژیروسکوپ عضو اصلی سیستم های هدایت اینرسی می باشد. ژیروسکوپ ها ‏سنسورهایی می باشند که از آنها جهت به دست آوردن سرعت زاویه ای و موقعیت ‏زاویه ای موشک استفاده می شود. با پردازش این اطلاعات می توان موقیعت کلی ‏پرتابه را نیز بر اساس محاسبات به دست آورد.‏
وظیفه اصلی ژیروسکوپ ها ایجاد یک دستگاه مختصات مرجع است. شتاب سنجها، ‏شتاب متحرک در امتداد چنین محور هایی را اندازه می گیرند که این شتاب می تواند ‏نسبت به دستگاه که این شتاب می تواند نسبت به دستگاه مرجع اینر سی یا دستگاه ‏مرجع دیگری مثل دستگاه متصل به زمین باشد.‏
امروزه، نسل نوین این سیستم های هدایت بر خلاف مدل های قدیمی مکانیکی ‏دیجیتالی و یا لیزری هستند.ژیروسکوپ های جدید باعث کاهش درصد خطای ‏سیستم هدایت شده است. همچنین استفاده از سیستم مکان یاب جهانی در کنار سیستم ‏اینرسی موشک های بالستیک دقت این موشک ها را بالا برده است.به طور معمول ‏خطایی که ژیروسکوپ های هدایت موشک به دلیل سرعت بالای موشک بالستیک ‏پیدا می کنند توسط سیستم جی پی اس که دارای خطای حداکثر 3 متر است اصلاح ‏شده و بدین سان خطای سیستم اینرسی جبران می شود.

سیستم هدایت مکان یاب جهانی (‏GPS‏)
 
سیستم هدایت ماهواره ای چهره میدان نبرد را در قرن جدید تغییر داده است و باعث ‏ورود نسل جدیدی از سلاح های هدایت شونده دقیق و ارزان قیمت به صحنه نبرد ‏شده است.استفاده این سیستم در جنگ افزار ها به جنگ اول خلیج فارس بر می ‏گردد. مشهور ترین سلاح هدایت ماهواره ای، بمب های هدایت ماهواره (‏GDAM‏) ‏هستند که در گزارش عمومی پنتاگون در مورد اشغال عراق در سال 2003 از این ‏سلاح به عنوان تاثیر گذارترین سلاح جنگ نام برده شده است. تاکنون حدود ‏‏180000 فروند از این سلاح برای نیروی هوایی و دریایی آمریکا تولید شده اند و ‏آنها بیشتر از دیگر سلاح های هدایت شونده در جنگ های سالهای اخیر آمریکا به ‏کار رفته اند. جی پی اس یک سیستم ماهواره ای است که توسط وزارت دفاع آمریکا ‏ساخته شده است و دارای گیرنده ای مخصوص است که این گیرنده اطلاعات دقیقی ‏از محل و زمان گیرنده را در اختیار کاربر قرار می دهد. ماهواره های جی پی اس ‏سیگنالهایی را ارسال می کنند که توسط گیرنده های جی پی اس دریافت می شوند و ‏موقیعت مکانی، سرعت و زمان شلیک کننده را در هر جای کره زمین ودر هر ‏موقع از روز یا شب و در هر شرایط آب و هوایی محاسبه می نماید.سیستم جی پی ‏اس یک منبع ملی و مورد استفاده بین المللی برای یافتن موقیعت محل، مسیر یابی و ‏زمان سنجی می باشد. ماهواره های جی پی اس در حدود 900 کیلوگرم وزن و 5 ‏متر (پنلهای خورشیدی)طول دارند.عمر مفید این ماهواره ها برای 7.5 سال طراحی ‏شده است اما اغلب مدت زمان بیشتری در مدار مورد استفاده قرار می گیرند. پنلهای ‏خورشیدی نیروی اولیه را تامین می نماید و نیروی تغذیه ثانویه توسط باطری های ‏نیکل کادمیم تامین می شود. در هر ماهواه، 4 ساعت اتمی فوق العاده دقیق نصب ‏گردیده است.در سپتامبر 2001، تعداد ماهواره های مورد استفاده در مدار زمین 27 ‏عدد بوده است. در جریان جنگ اول خلیج فارس برای اطمینان از انهدام هدف باید 4 ‏بمب لیزری از دو فروند هواپیما پرتاب می شد. از طرف دیگر، سلاح های هدایت ‏لیزری که دقیقترین سلاح های هواپرتاب معمول جهان بودند در آب و هوای ‏بد(برف، باران، مه)دقت بالای خود را از دست داده و به خطا می رفتند. ارتش ‏آمریکا بعد از جنگ اول خلیج فارس نیازمند یک سلاح جدید بر مبنای یک سیستم ‏هدایتی جدید شد که بتوان آن را در 24 ساعت شبانه روز و در هر آب و هوایی ‏استفاده کرد.در آن زمان، استفاده از سیستم هدایت جی پی اس بر روی موشک های ‏کروز برای هدایت این موشک ها تا منطقه هدف و نصب این سیستم بر روی نسل ‏دوم موشک های کروز توماهاوک وکلکم در دست بررسی بود ولی ارتش آمریکا ‏نیاز به یک بمب هوا پرتاب داشت.‏
به طور کلی امروزه این سیستم هدایت به عنوان هدایت کننده موشک های هوا ‏پرتاب، زمین پرتاب و دریا پرتاب دوربرد مورد استفاده قرار می گیرد و این ‏موشک ها را تا فاصله ای نزدیک به هدف، هدایت می کند.به صورت معمول، ‏موشکهای دورایستای و کروز مانند توماهاوک و اسلم بعد از هدایت به نزدیکی هدف ‏توسط ترکیبی از سیستم های هدایتی اینرسی و جی پی اس به کمک سیستم های ‏هدایتی دیگری که دارای دقت بیشتری هستند مانند دوربین تصویر بردار فروسرخ به ‏هدف اصابت می کنند. عکس های فروسرخ، عکس های ماهواره ای از هدف هستند ‏که از قبل در حافظه موشک ذخیره شده اند. این عکس ها به صورت امواج ‏فروسرخ گرفته شده اند و در حقیقت، قبل از حمله یک اسکن فروسرخ از هدف تهیه ‏می شود و موشک در مرحله آخر اصابت به طور خودکار با مقایسه بین عکس های ‏ماهواره ای درون حافظه موشک و تصاویر سیستم جلونگر فروسرخ و پردازش آن ‏به هدف حمله می کند.‏
 
● منبع: ماهنامه جنگ افزار
برگرفته شده از:military.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 10:54  توسط اميرحسام ملائي يگانه  |